به بهانه 8 مارس روز جهانی زن
نوشته شده توسط دبیر
۱۸ اسفند ۱۳۸۶

  به بهانه 8 مارس روز جهانی زن

روز جهانی زن بر همه انسانها مباركباد

 


                                          گویا

 18/12/86

 

چند سالی است كه روز 8 مارس از طرف سازمان ملل متحد بعنوان "روز جهانی زن" نامیده شده است پیشینه انتخاب چنین تاریخی ، اشاره به نهضت زنان كارگر كارخانه های نساجی آمریكا در 8 مارس 1857 میلادی دارد كه به دستگیری و سركوب آنان منجر شد.با تسمیه 8 مارس به عنوان روز جهانی زن در اكثر كشورهای دنیا مراسمی به پاسداشت مقام زنان برگزار می گردد كه همین امر موجب شد تا نگارنده برای روشنی اذهان و گرامیداشت مقام زن ، مطلبی را در مورد برابری حقوق زن و مرد از دیدگاه آئین بهائی بنگارد كه ذیلا" تقدیم می گردد چرا كه بر این باورم تنها دیانتی كه زنان را از پستوهای خانه به اجتماع می آورد تا در كنار مردان به تعالی جامعه شان كمك كنند،دیانت بهائی است.

در ابتدا باید گفت پایه و اساس بینش بهائی در برخورد با جامعه بشری ، نگاهی انسانگرایانه بدون هرگونه تبعیضی است یعنی به افراد فقط به عنوان  " انسان " نگاه می كند درچنین دیدگاهی دیگر جنسیت ، رنگ ، نژاد ، ملیت ،عقیده و مذهب انسانها مطرح نیست و آنچه در بینش بهائی ، میزان انسان بودن است ، همانا نزدیكی و قربیت وی به درگاه پروردگار عالم است وآنچه حد این قربیت را تعیین می كند خدمتی است كه هر شخص به عالم انسانی می كند پس بینش بهائی بر این سیكل استوار است كه از انسان شروع می شود و به انسان بر می گردد وختم می شود . بر پایه همین بینش است كه زن ومرد در دیانت بهائی از حقوقی یكسان وبرابر برخوردارند و مسئولین هر جامعه موظفند امكاناتی برابر برای هر دو جنس فراهم كنند تا بتوانند مدارج ترقی را طی نمایند. بر این اساس زنان نیز مانند مردان دارای حق ازدواج و طلاق می باشند همچنین دارای حق رای یكسان وبرابر با مردانند و نظر و شهادتشان در هر دادگاه یا نهادی مشابه ،برابربا مردان است .همانطور كه مردان آزادند كه هر طور مایلند لباس بر تن كنند زنان نیز از این آزادی برخوردار  می باشند فقط آنچه توسط حضرت بهاء الله از همه بندگان اللهی – چه زن وچه مرد – خواسته شده اینستكه بگونه ای لباس نپوشند كه موجب تمسخر و استهزاء افراد نادان و ناباب جامعه شان قرار گیرند ( حد این لباس پوشیدن نیز بعهده هر فرد بهائی گذاشته شده كه با استفاده از عقل خود ، لباس مناسب را كه در شاءن انسان است را بپوشد و هیچ نهاد یا شخصی حق ندارد برایش تعیین و تكلیف یا امر ونهی كند)

بینش بهائی با فیمینسم افراطی یا جامعه مرد سالارانه امروز مخالف است و جنسی را مالك و برتر از جنس دیگر        نمی داند به همین دلیل بیش از یك زن گرفتن یا ازدواج مجدد را حرام می داند زیرا كه جنسی بر جنس مخالف، چنین برتری را ندارد كه بخواهد خود را مالك آن بداند و مانند كالایی آن را هر تعداد خواست بخرد یا هر وقت خواست دور بیاندازند.مهریه زنان نیز از 5 واحد طلا تا یك واحد آن در شهر و از 5 واحد نقره تا یك واحد نقره در روستاها تعیین شده ( محل سكونت مرد شرط است ) البته توصیه شده ازدواج را كه پیوندی روحانیست با پول معامله نكنند و زن یا مرد– شهری یا روستایی–  به یك واحد نقره بسنده كنند و این در درگاه الهی مقبول تر است. شاید دلیل این حكم این باشد كه همانطور مرد حق ندارد زنی را مایملك خود بداند با رفع قانون سنگین مهریه ، مرد نیز از تملك زن خارج        می شود زیرا در دیانت بهائی اصل مهم در ازدواج ،رضایت و عشق طرفین است نه چیز دیگری.

زن در دیانت بهائی كالای جنسی مرد نیز محسوب نمی شود كه هر وقت مرد نیاز داشته باشد از آن استفاده كند زن و مرد در نیازهای جنسی مانند سایر نیازهای بشریشان برابرند در رهنمودی از بیت العدل اعظم ، خشونت جنسی نسبت به زنان نهی اكید شده و مجوزی به مردان داده نمی شود كه نیازهایشان را هرطور خواستند بدون توجه به ارگانیك و تمایل زن ، ارضاء كنند.

بینش بهائی ، زن و مرد را دو بال پرنده ای به نام " انسان " می داند كه ضعف یا نقص یكی از این بالها جلوی پرواز پرنده را خواهد گرفت و زیرا چنین پرنده ای اگر هم به پرواز در بیاید، حركتی كند خواهد داشت و هر لحظه امكان سقوطش می باشد.جامعه ای كه یكی از جنسهای مرد یا زن را نادیده بگیرد مانند پرنده ای است كه بالی ضعیف دارد و نمی تواند به اوج پرواز كند و همواره در نزدیكی سطح خاك پرواز می كند. زن و مرد طبق نظام دیانت بهائی در كنار هم و با روابطی متقابل و برابر با یكدیگر خواهند توانست جامعه بشری را به اوج و تكامل برسانند در چنین جامعه ای همانطور كه مردان توانایی و امكان رسیدن به مناصب مهم اجتماعی و سیاسی را دارا هستند زنان نیز قادر به احراز این مناصب هستند و می توانند بالاترین منصب سیاسی هر جامعه ای را عهده دار شود.

در ادیان گذشته طبقه ای به نام روحانیت وجود داشت كه آن هم در انحصار مردان بوده است. اما در دیانت بهائی چنین طبقه ای وجود ندارد و هر فرد بهائی – بدون در نظر گرفتن جنسیت- قادر خواهد بود در نظام دینی بهائی فعالیت كند البته باید توجه داشت كه این نظام به صورت شورایی اداره می شود مثلا" اگر زنی پس از انتخابات به عضویت محفلی       ( شورای اداره جامعه بهائی در محدوده مشخص را می گویند ) در شهر یا كشوری در بیاید دارای منصب یا مقامی نشده كه مانند طبقه روحانیان ادیان سلف از سایر بهائیان جدا محسوب شود ، بلكه از طرف اعضای جامعه بهائی انتخاب شده تا در كنار سایر اعضاء محفل به اداره امور جامعه متبوعش بپردازد. در تاریخ دیانت بهائی نام زنان بسیاری آمده كه خدمتشان به دیانت بهائی موجب آن شده كه به فرموده مولای امر بهائی " فخررجال " محسوب می شوند مانند خانم مارثاروت مبلغ شهیر بهائی كه از زندگی مادیش گذشت و به تبلیغ دیانت بهائی در اطراف و اكناف دنیا پرداخت این شخص به " ام المبلغات و ام المبلغین" (یعنی مادر همه مبلغین زن و مرد عالم ) مشهور است یا عصمت خانم ملقب به طائره شاعره شهیر دوره مشروطه كه با سرودن اشعار و نوشتن مقالاتی در جریده ایران نو ، به ترویج فكر آزادی و بیداری زنان برای احقاق حقوق مسلوبه شان می پرداخت شهرت وی موجب آن شده بود كه اشعارش را مردم بخصوص مجاهدین مشروطه در مجامع و معابر بخوانند. یا خانم شیدرخ امیر كیا : ایشان سالها در تشكیلات بهائی فعالیت می كردند و در تاریخ 2 نوامبر 1981 در حالیكه همراه شوهرشان میزبان اعضای محفل تهران بودند ، دستگیر شدند پس از دستگیری شوهرشان تاب شكنجه و زندان را نیاورده و از دیانت بهائی تبری جست اما این شیر زن ایمانش را هیچگاه ترك نكرد وزندان و شكنجه و حتی اصرار شوهرش بر تبری جستن از دیانت بهائی نیز نتوانست بر ایمانش خللی وارد آورد ایشان در تاریخ 14 ژانویه 1982 میلادی به جرم بهائی بودن اعدام شد و همه اموال و دارائیش مصادره گردید شجاعت و پا فشاری وی در ایمانش چنان زندانیان غیر بهائی را تحت تاثیر قرار داده بود كه اغلب آنها پس از آزادی از قدرت ایمان وی سخن می گفتند.     

در خاتمه شایان ذكر است فقط در یك مورد ، دیانت بهائی به زنان نسبت به مردان اولویت داده و آن در مسئله تعلیم و تربیت است زیرا كه بهائیان معتقدند چون زنان، مادران آینده اند باید در تعلیم و تربیت آنها همت بیشتری مبذول داشت تا فرزندان آینده نیز از تربیت صحیح و درست تری برخوردار شود. بطور مثال اگر خانوده ای بهائی دارای یك فرزند دختر و یك پسر باشد ولی قدرت مالی به مدرسه فرستادن فقط یكی از ایشان را داشته باشد اولویت تحصیل با دختر است و پسر را جامعه بهائی موظف است تحت پوشش مالی قرار داده و به مدرسه بفرستد.

                                                                  

   انتهی

 

منبع : اختران تابان جلد 1 و جلد 2 – نوشته فروغ ارباب

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
vargham  - امانت داری |1386-12-19 01:30:05
خیلی ممنون از مقاله جالب شما.شما از یک موردی که زنان نسبت به مردان ترجیح داده شده اند سخن گفتید اما من در شگرفم
چرا شما از عدم توانایی حضور زنان در بالاترین قوه تقنینی و اداری دیانت بهایی سخنی نگفته اید؟البته نویسنده در
بیان خود آزاد است ولی امانت داری فراموش نشود.
اندیشمند |1386-12-19 14:47:27
ورغام جان اگر کسی پیشاپیش بگوید میگویید دست پیش گرفته ما نپرسیم اگر هم نگوید میگویید ما میدانیم عزیز جان این
مطلب پنهانی نیست ولی اگر با جامعه بهایی آشنا میبودی میدانستی که عضویت در تشکیلات حق کسی نیست و فقط خدمت به بشر
مایه فخر است این بی شک از تاثیرات آیین بهایی است که ارزش و مقام زنان در ایران و جهان پیشرفت کرده شما که
خوشبختانه اهل مطالعه هستی وضعیت زنان را در ایران اسلامی صدوپنجاه سال قبل بررسی کن ویا وضعیت زنان را در جوامع
اسلامی با جامعه بهایی مقایسه کن وماراهم در جریان اکتشافاتت قراربده شادباشی
vargham |1386-12-20 01:19:00
البته بستگی دارد که این موضوع را از چه دیدگاهی مورد بررسی قرار دهید اگر آن را از دیدگاه یک مرد(حال در مثال ما
عضو بیت العدل)بنگریم البته که این جای خوشبختی برای زنان است چون از یک مسئولیت سنگین معاف شده اند ولی اگر از دید
یک زن به آن بنگریم متوجه می شویم که این حق اوست که در بالاترین قوه ی تقنینی شرکت داشته باشدوالبته جایگاه زن در
اسلام کاملا واضح است .و من از دین خاصی جانب داری نکرده ام.ما که ادعای دینی جدیدوجهانی داریم و می گوییم تساوی
حقوق زن و مرد پس باید به همه ی مواضع آن نگاه کنیم البته که در دیانت بهایی همانطور که شما اشاره کردید زن از
جایگاهی به مراتب بالاتر از ادیان دیگر برخوردار است.اما این باعث نمی گردد که بر این نکته اصلی سرپوش بگذاریم و یا
از ذکر این نکته که حضرت بهاءالله خود دارای دو زن بوده اند بگذریم.همه ی این موارد جای تحقیق بسیار دارند و همیشه
یادمان باشد که ما جویای حقیقتیم.
Merdad Mirhadi  - پاسخ به دو سئوال تکراری |1386-12-20 10:36:56
اغلب روئسای ادیان و روحانیون وقتی به مقام ریاست و رهبری می رسیدند ، در قدرت و غروری که پیدا می کر دند دچار فساد
و سو استفاده از مقام خود می شدند و تفسیراتی به گمان خود خود از دین بعمل می آوردند که باعث انشقاق و ایجاد فرقه
های مختلف در این ادیان مقدسه می شده است و می بینیم که این فرقه ها هر یک ادعا دارد که تنها گر وهی است که حقیقت را
دریافته است . حضرت بها الله در وصیتنامه خود، حضرت عبدالبها را مر کز میثاق خود معین فر مودند و بدین ترتیب راه هر
گونه تفسیر، تعبیر و تقلید را مسدود فر مودند . لوحی از حضرت عبدالبها موجود است که می فرمایند
عضویت بیت العدل
اعظم منحصر به مر دان است و حکمت آن در آینده معلوم خواهد گر دید، ولی در مورد عضویت در محافل محلی و ملی زنان مانند
مر دان حق انتخاب کر دن و انتخاب شدن را دارند . ** در ادیان گذشته توجهی به حقوق زنان نشده است و این پیامبر اسلام
بوده که صراحتاحق و حقوق زن را در قران مجید بیان فر موده است . در جامعه عرب، زن جزو اموال مرد محسوب می شد و هر
رفتاری با او مجاز بود و اگر پدر و یا شوهری میمرد این زن و یا دختر بعنوان ارث به وارث می رسید بدون این که خود،
سهمی و یا حقی از ارث داشته باشد . پیامبر در آیه 18 از سوره نسا این عمل غیر انسانی را نهی فرمود «یا ایها الذین
امنو....... » ترجمه به مضمون این است که ای گروه مومنان جایز نیست به اجبار و اکراه ارث زنان را از آن خود سازید یا
آنهارا در بند و اسارت نگاه دارید تا قسمتی از مهریه خود را به شما واگذارند با آنهانیک رفتار باشید. حضرت محمد
برای رعایت زن توصیه هائی فر مود تا از شدت خشونت بی حد و اندازه نسبت به زنان کاسته شود اما به طور کلی در اسلام،
زن دارای حقوق مساوی با مرد نمی باشد و در مرتبه ای پائین تر و نا برابر و غیر قابل مقایسه با مر د قرار دارد . در
آخر آیه 34 از سوره نسا می بینیم که به مرد اجازه داده می شود که زن خود را کتک بزند و یا آیه 28 سوره نسا می فرماید
ازدواج با زن شوهر دار حرام است مگر این که آن زن را از راه خرید صاحب شده باشد یا در نتیجه جنگ و اسیر شدن بدست
آمده باشد. این فرهنگ مر د سالاری و زن ستیزی اسلامی متاسفانه می بینیم که شعرای نامی ما را هم تحت تاثیر قرار
داده است . از فردوسی بخوانیم « که را از پس پرده دختر بود ****اگر تاج دارد بد اختر بود» و یا « اگر نیک بودی زن و قول
زن ****زنان را مزن نام بودی نه زن» و یا سعدی « به خانه نشستن بود کار زن ***برون کار مردان شمشیر زن » و یا « در خرمی
بر سرائی ببند که بانک زن از وی بر آید بلند***«شکوهی نماند در آن خاندان که بانک خروس آید از ماکیان.» به نص صریح
قران یک مر د مسلمان حق دارد در آن واحد چهار زن عقدی داشته باشد و در مورد صیغه هم مرد آزادی کامل دارد . البته
اوضاع اقتصادی امروز از یک طرف و تاثیر تمدن و بر خوردارشدن از علم و دانش از سوی دیگر موجب روشنگری بسیاری از مر
دان شده است .اما می بینیم که هنوز در بعضی از کشورهای اسلامی و جوامع عقب مانده ، مردان مثل قرون گذشته با زنان
رفتار می نمایند . پیدایش شخصیتی والا و ممتاز چون «طاهره » دگر گون شدن رسم قدیم را بخوبی نشان می دهد. بها الله
می فر ماید«....جمیع بدانند و در این فقره به انوار آفتاب یقین فائز و منور باشند اناث و ذکورعند الله واحد بوده و
هست و مطلع نور رحمان به یک تجلی بر کل مجلی...»بنا بر حکم صریح کتاب اقدس نه تنها دختران از تعلیم و تر بیت مساوی با
مر دان بر خور دار می باشند بلکه در فرا گر فتن و اقتراف نیز با آنان مساوی و برابرند.عبد البها می فرماید«......بدون
تساوی زنان و مر دان که دو رکن رکین جامعه انسانی را تشکیل میدهند حصول وحدت عالم انسانی که هدف غائی از ظهور الهی
در این دور اعظم است ممتنع و محال می باشد.» از عبد البها بخوانیم« تا مساوات تامه بین ذکور و اناث در حقوق حاصل
نشود علم انسانی تر قیات خارق العاده ننماید» « تنها دیانت بهائی است که شارع عظیمش محض رهائی انسانها چه مر د و چه
زن از اسارت عادات و رسوم مندرسه و اوهام و تصورات پوسیده و بلوغ آنان به اعلی مر اتب آداب و کمالات انسانی صلای
آزادی زن و مساوات با مر د را در حالی که در سخت ترین اوضاع و شرائط درسجن اعظم عکا بسرمی برد در داد.» و اما این که
بها الله دو همسر داشته اند. این قبل از اظها ر امر «بعثت»بوده است که در بغداد واقع شد . این هر دو سئوال به دفعات
تکرار شده است و دوستان گرامی نیز هر بار پاسخ داده اند . بها الله می فرماید سراج عالم دانا�ی است و نور آن
بینائی
arshia |1386-12-20 19:34:16
كاربر گرامي ورغام خان
مي دانم كه بهايي نيستيد زيرا اگر بهايي بوديد هيچوقت در بين زنان بهايي اين سؤال پيش نمي
آيد كه چرا عضو بيت العدل نمي توانند بشوند زيرا همانطور كه در مقاله آمده عضويت در بيت العدل مقامي براي كسي
نمي آورد زيرا بيت العدل همان محفل شهر يا كشور است كه در سطح جهاني براي اداره جامعه بهايي انتخاب مي شود زنان
بسياري در ديانت بهايي وجود دارد كه مشاور بيت العدل بوده اند مانند خانم روحيه رباني ( متاسفانه در هيچ يك از
اديان گذشته زنان چنين جايگاهي نداشته اند كه از طرف مسئولان مذهبي مورد مشورت قرار گيرند) در واقع چنين ايرادي از
طرف غير بهائيان وارد مي شود كه در داخل جامعه بهايي نيستند و براي بيت العدل مقامي مثل رئيس جمهور يا رئيس دولت
قائل مي شوند در صورتيكه بيت العدل فقط بخشي از تشكيلات خدماتي ديانت بهايي محسوب است نه صاحب رياستي ( عضو بيت
العدل با من بهايي ساده هيچ تفاوت يا رجحان خاصي ندارد) پس اصطلاح قوه مقننه به كار بردن در مورد بيت العدل از اساس
غلط است زيرا روش اداره جامعه بهايي با روش اداره كشورها فرق مي كند و قوه مقننه با شكلي كه شما با آن آشنايي داريد
در تشكيلات بهايي وجود ندارد.بنظرم شما اهل گفتگو و تحقيق هستيد پس توصيه مي كنم به مطالعه نظم اداري بهايي
بپردازيد تا مشكلتان حل شود.
Eghbali  - عزیز vargham |1386-12-21 06:55:20
با سلام . به دو نکته بسیار ظریف و خوبی اشاره نمودید باید توجه داشت که حضرت ولی امرالله در توضیح این قضیه فرمودند
که تساوی حقوق زن و مرد در دیانت بهایی در حق و حقوق است نه در وظایف توجه بفرمایید که در تمامی احکام و قوانین
بهایی از قبیل طلاق و امثالهم زن و مرد بهایی از حق و حقوق کاملا مساوی برخوردارند در صورتی که در اسلام این حالت
وجود ندارد و ضمنا فراموش نشود هنگامی که حضرت بهاء الله بیش از یک زن داشتند یک مسلمان بودند و هنوز به پیغمبری
مبعوث نشده بودند و طبق قوانین اسلامی ایشان این اختیار را داشتند . موفق باشید
vargham |1386-12-21 09:24:09

مهرداد جان در نظر قبلی هم بیان داشتم که البته در دیانت بهایی مقام زن والاتر از باقی ادیان سالفه است.ولی این
مثال ها و دلایلی که شما اورده اید نفی ما عدا نمی کند.باید بدانیم که در منطق ،مثال ،دلیل نیست.ودر مورد تعدد زوجات
حضرت بهاءاله من مشکلی ندارم هر کس در انتخاب زندگی خود مجاز است و به قول شما قبل از مبعوث شدنشان بوده.ولی ایا مگر
این نیست که می گویند پیامبران از ابتدا به ساکن مبعوث می شوند؟از این تناقضات در زندگی پیامبران و امامان بسیار
است مثلا موهای حضرت عبدالبها نیز از حد گوش فراتر بود.این مورد که قبل از مبعوث شدن حضرت بهءالله نیست؟البته که
این موارد نکته گرفتن است و به مقام انها خللی وارد نیست.
حال بهایی بودن یا نبودن من تاثیری در این گفتگو
ندارد.این همه جنک و جدل حاصل کوته نظر ایست گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکی است.
به عنوان مثال اگر شما از
مادرتان در مورد نکته ای خرده نمی گیرید آیا دلیل بر این است که آن مشکل وجود ندارد؟ یا به دلیل عشق شما به مادر است
که از آن چشم می پوشید؟اما در مورد قوه ی تقنینی.متاسفم که این ابهام به وجود آمد که گمان کردید بنده بیت العدل را
مثلا با مجلس شورای اسلامی قیاس می کنم.استففرالله .همانطور که می دانید واضع و ناسخ بیت العدل است.پس این بیت
العدل است که در امور غیر منصوصه واضع احکام است که اگر اشکالی نداشته باشد به این نیز تقنین می گویند.همانطور که
می دانید پیتر خان نیز در نطق خود در استرالیا به نکته ی جالبی اشاره نمودند که در اینده سوالات بسیاری از شما
پرسیده خواهد شد که یکی از این سوالات علت عدم حضور نساء در بیت العدل است.پس اگرسر خود را زیر برف کنیم دلیل بر این
نیست که این موضوع وجود ندارد.باز هم فراموش نشود که ما جستجوگر حقیقتیم.در ضمن اسم بنده ورقا است نه ورغام.منظور
از م اخر فامیلی بنده حقیر می باشد.شاد باشید.
asemon |1386-12-21 14:41:08
البته زنان از عضویت بیتالعدل معافند.این هم دلی دارد .به موهبت اسلام زن که در دوره زرتشت ملکه میشد.سردار می
شد.وسنبل تدبیر بود زیر چادر رفت و ذلیله شد .هزار و اندی سال عقب نگهداشته شد.حالا به موهبت امرجدید و پیشرفت بشر
باید خیلی عقب ماندگی ها را جبران کند.
هنوز خیلی ها در جهان تحمل پذیرش قدرت تفکر زنان را ندارند.. خدا فکر کم
ظرفیت بودن تداد زیادی از بندگانش را هم کرده است.ا
Ehsan |1386-12-22 01:00:45
دوستان عزیزم جای بسی خوشحالی است که همه عزیزان جویای حقیقتند و اینگونه بحث می کنند. من هم می خواهم بگویم که
اینکه مقام زن در دیانت بهائی مقامی بس والاست شکی در آن نیست. ولی خود من از زمانی که متوجه شدم که زنان نمی توانند
در بیت العدل اعظم عضو شوند، برایم این سؤال پیش آمد که چرا؟ مگر دیانت بهائی نگفته زن و مرد مساوی؟ امآ بعد ها کمی
این مشکل برایم حل شد که اولاً حکمت آن بعداً مشخص می شود و دوم آن که حکم مظهر ظهور، بالاخره حکم است. ورقای عزیز
شما هم می توانی تحقیق کنی و حکمت آن را بیابی که اگر اشتباه نکنم چند سال پیش بیت اعدل خواسته بودند که این موضوع
را تحقیق کنند و اگر جوابی منطقی برای آن یافتید آن را ارسال دارید.
من می دانم که احتمالاً مطرح کردن این موضوع از
طرف ورقا به یک دلیل بوده است و آن هم این بوده که چرا نویسنده رسم امانت را رعایت نکرده؟ و دوستان عزیز من برداشت
دیگری از آن داشته اند.
همانطور که می دانیم اجرای احکام در دیانت بهائی همه به یک باره انجام نشده و نمی شود و می
بینیم اجرای برخی از احکام زمان تشخیصش را به بیت العدل راجع فرموده اند به طور مثال حقوق الله؛ یا خواندن نماز که
تا زمان حضرت عبدالبهاء هنوز نماز اسلامی خوانده می شد و حضرت عبدالبهاء خود نیز پیش نماز می شدند و بعد به تشخیص
آن مرکز عهد و میثاق نماز بهائی دیگر نماز دیانت بهائی شد. حال حکم مو و دو زن داشتن حضرت بهاءالله بماند که حضرت
بهاء الله مظهر ظهور بوده اند و یفعل ما یشاء و یحکم ما یرید بوده اند.
Mehrdad Mirhadi  - برای«م» دوست عزیز |1386-12-22 16:25:41
دوست عزیز «م»در مورد معافیت خانمها از عضویت بیت العدل به دفعات توضیحات کافی داده شده است اگر شما توجه ننموده
اید می توانید به پاسخ های داده شده مراجعه فرمایید . کوتاه سخن آن که ، اعظم امتیاز ظهور حضرت بها الله که در هیچ
یک از ظهورات سابقه نبو ده است حکم تعیین مر کز میثاق است. حضرت بها الله با چنین انتساب و تدبری امر الله را از
تفرقه و تشعب حفظ و صیانت فرمود ه و د یگر کسی نمی تواند فرقه ای تازه و یا گروهی با معتقدات خاص ایجاد نماید... بعد
از رحلت پیامبر اسلام بلافاصله اختلاف بین مسلمین افتاد . مهاجر ، انصار جمع شدند که حالا چه کسی باید خلیفه شود.
و کار بدعوا و جدال کشید . مهاجرین میگفتند خلیفه باید از ما باشد ، انصار می گفتند ما باید خلیفه را تعیین کنیم و
شیعیان هم از طرف دیگر قیام کر دند . سنی ها میگفتند ما اهل مشورت هستیم ، شیعیان قائل به خلیفه منصوص بودند و به
خطبه و حدیث غدیر خم تشبث می کر دند. در نهایت آن شد که امروز ناظر اختلافات میان فرقه های مختلف اسلامی می باشیم. .
....الواح وصایای حضرت عبد البها به نوبه خود حافظ جامعه است از اختلاف و نفوذافراد کاذب و فرصت طلب. قسمت اول از
الواح وصایا به عربی است«حمدا لمن صان هیکل امره بدرع المیثاق عن سهام الشبهات.....»مضمون تقریبی آن بفارسی چنین
است « سپاس باد بر او که هیکل دیانت لطیف و بزرگ راه نورانی خود را، به وسیله « لشکرعهد» در مقابل هجوم گر وه عهد
شکنان و بنیان بر اندازان حمایت کر د و قلعه محکم و دین مبین را بوسیله مر دانی که از ملامت هر گز ملول نمی شوند و
تجارت و عزت و قدرت آنان را از عهد الهی غافل نمی دارد و بر آیات صادره از قلم اعلی ثابت و پا بر جا هستند حفظ و حر
است فرمود . عبد البها در الواح وصایا پیمان های متعددی با اهل بها بسته است که در اینجا تنها به یکی از آنها بسند ه
می کنم. « ای احبای الهی در این دور مقدس نزاع و جدال ممنوع وهر متعدی محروم. باید با جمیع طوائف و قبائل چه آشنا و چه
بیگانه نهایت محبت و راستی و درستی کرد و مهر بانی از روی قلب نمودبلکه رعایت محبت را به درجه ای رساندکه بیگانه
خود را آشنا بیند و دشمن خود را دوست شمرد یعنی ابدا تفاوت معامله گمان نکند زیرا اطلاق امری است الهی و تقیید از
خواص امکان ،لهذا باید فضائل و کمالات از حقیقت انسانی ظاهر شود و پرتوش شمول بر عموم یابد.....پس ای یاران مهر بان
با جمیع ملل و طوائف به کمال راستی و درستی وفا پرستی و مهر بانی و خیر خواهی و دوستی معامله نمایید.» «الواح وصایا
ص469و470». دوست عزیز «م» به باور این بنده، شما با دیانت بهائی مشکل دارید و نه با موی عبد البها!؟!چند ماه قبل هم این
مشکل را در مورد موی بها الله داشتید!؟!«در کامنتی با جناب اقبالی». در هر صورت اعتقاد بنده این است که برای سرکار
بسیار سخت و گران می آید، این که ما بهائیان تمسک به نصوص مبارکه داریم واعتنا به توصیه و تشخیص و یا بر داشت
احدی نمی کنیم . منظور بند ه تنها شما نیستید ، که سخنم در بر گیرنده ی همفکران و همراهان شماست در این راه که
منتهی به ترکستان است. دوست عزیز، مشکل وقتی پیش می آید که شخص یقین بر اعتقادات خود نداشته باشد!؟ ولذا از عمر و
زید پرس و جو کند که پیامد آن، بقیه ماجرا..... پس توقع نداشته باشید که بهاییان با توصیه ی شما مرجع تقلیدی برای
خود دست و پا نمایند و راجع به موی عبد البها و یا معا فییت بانوان از عضویت بیت العدل به بحث بنشینند و هر یک نظری
ارائه دهند و سالها و قرون متمادی این بحث ها به درازا کشد!! همان طور که نوشته بودید، پیتر خان هم چون بهائی بودند
مثل سایر بهاییان بر این امر بخوبی آگاه بودند که افرادی سئوالاتی از همین دست ،که هم اینک شما می پر سید از
بهاییان خواهند
پرسید، از جمله، معافییت خانمها از عضویت بیت العدل . جناب«م» نوشته اید که بهاییان سر خود را زیر
برف کر ده اند!؟!. بهاییان سر خود را زیر برف نکرده اند ،که سر بلند و سر افرازمی باشند.با هم از عبد البها بخوانیم «
از بدایت عالم تا امروز هر وقت ندای الهی بلند شد ندای شیطان هم بلند شد زیرا همیشه ظلمت می خواهد مقاومت نور کند
ظلم می خواهد مقاومت عدل نماید جهل می خواهد مقاومت علم نماید این عادت مستمره اهل این جهانست» نوشته اید ، « آن
طور که می گویند انبیا از بدو تولد و قبل از بعثت دارای مقام خاص می باشند.» ما یک حقیقت اصلی در دیانت بهائی
داریم که قبول آن جزو اصول عقاید ماست. حضرت اعلی این حقیقت را اظهار فرموده اند. حضرت بها الله تایید فر مو ده اند
و حضرت عبد البها تبیین فر مو ده اند و آن وحدت حقیقت مظاهر امر الهی است. وحدت روح قدسی است ........... .ما تصور نمی
کنیم که حقیقت بها الله در شب دوم محرم سال 1233 هجر ی قمری متولد شد، آنکه در آن شب تولد یافت میرزا حسینعلی پسر
میرزا بزرگ نوری بود. حقیقت بها الله لم یولد است . قبل از آن روز وجود داشته ،حقیقت محمد مصطفی همچنین ،حقیقت عیسی
مسیح، حقیقت تمام انبیا . همه یک حقیقت بو ده اند که این حقیقت لم یولد است زیرا خارج از زمان است ، اول صادر از خدا.
تصور نرود که بهاییان خدا را نازل می کنند و در عالم جسد فرود می آورندو او را بها الله می نامند ، بلکه اشاره است
به مقام عصمت کبری و این در شا ن همه مظاهر الهیه صادق است. موفق باشید



1-قرن انوار

2-الوهییت و مظهریت جلد
دوم دکتر علیمراد داودی
vargham |1386-12-23 08:02:18
احساس می کنم که بحث به بیراهه میرود.و ترجیح می دهم وارد جدل نشوم.امیدوارم که جویای حقیقت باشیم وهرکسی را دشمن
فرض نکینم.
کیر ککگور جمله ی زیبایی دارد:دل سپردن پلی لست بر دره ی میان من و باور من دره ای که تردید ایجاد کرده هر
چه این دره بزرگتر دل سپردنی جانانه تر لازم اید.
شاد باشید.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."