تکرار مکرر دروغ آنرا راست نمیکند!
نوشته شده توسط دبیر
۰۱ خرداد ۱۳۸۷

تکرار مکرر دروغ آنرا راست نمیکند!

یکی از ترفندهای سیاست تکیه به نیروی تکرار است: یعنی طرف قدرت دروغی را آنقدر تکرار میکند تا بتواند با نیروی تکرار مکررات به مردم ساده­لوح دروغ محض خود را القاء کند.  این شگرد در جوامعی میتواند کارآئی داشته باشد که مردمش ساده­لوح، زودباور، بی­فکر، و بی­تفاوت باشند.  امّا این ترفند دیر یا زود آشکار میشود و قدرتِ حقیقت طلبی به کژ طلبی و دروغ سرائی فائق می­آید. 

امروز، برای چندمین بار، یکی از این دروغهای بی­اساس، و این بار بطور چرب و نرم، دوباره مطرح کردید، و این از طرف یک کارشناس تاریخ معاصر ایران مطرح شد که اظهار داشت: «بهائیان دنبال این هستند كه با حضور در عرصه فرهنگ و اقتصاد بتوانند در قدرت‌های سیاسی و حوزه‌های مختلف سیاست، اعمال نفوذ كرده تا نهایتاً بتوانند استقلال و رسمیت خودشان را بدست آورند.»

http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8702300482

این کارشناس ادامه داد که «طبق اسناد و مدارك مستدل، فرقه بهائیت مولود سرویس‌های استعماری و استكباری جهانی است كه در دوره‌های مختلف تاریخ توسط یكی از عناصر استعمار مورد حمایت قرارگرفته‌اند.»  این محقق بزرگوار از آن اسناد و مدارکی که ادعا میکند مستدل است حتی یکی را ارائه نمی­دهد که بدانیم به در میزند یا به دیوار!  طبق معمول همان دروغی را که بیش از یکصد سال است به خورد خلق­الله میدهند ارائه میدهد که گوئی هرچه دروغ را بیشتر تکرار کند اعتبارش بیشتر میشود.  بعد می­افزاید: «تلاش بهائی‌ها برای نفوذ در ساختار سیاسی برای دستیابی به اسرار نظام، كم كردن حساسیت‌ها و مقاومت‌های مسولان نظام درباره فرقه بهائیت و كمرنگ جلوه دادن خطر این فرقه صورت می‌گیرد.»

دوست عزیز، شما فکر میکنید که بهائیان چه ساختاری در دستگاه سیاسی نظام می­بینند که حتی بخواهند به خود زحمت بدهند که به آن دست یابند؟؟!!  وقتی در این هرج و مرج که اسمش را «نظام» گذاشته­اند، ساختار و سازمانی از بیخ و بن وجود ندارد، چه اصراری دارید که به زور میخواهید به مردم القا کنید که بهائیان میخواهند به خود زحمت بدهند که در آن وارد شوند و به «اسرار نظام» دست یابند؟؟!!  کدام سرّی در این خرابۀ نظام نما مانده که بر ملا نشده باشد و بهائیان بخواهند به آن دست یابند؟؟!!   میفرمائید که تلاش بهائیان برای «كم كردن حساسیت‌ها و مقاومت‌های مسولان نظام درباره فرقه بهائیت و كمرنگ جلوه دادن خطر این فرقه صورت می‌گیرد».  ایکاش که مسولان نظام ذره­ای حساسیت و به اندازۀ ارزنی مقاومت داشتند که حرف شما را به کرسی بنشانند.  دوست عزیز، مسولان نظام آنقدر بی حسّند و آنقدر قدرت حسّاسیّت خود را از داده­اند که حتی نمیدانند که چه سند بین­المللی حقوق بشری را امضاء کرده­اند که الآن برایشان پشیزی ارزش ندارد.  آنها حتی نسبت به اصول باورهای اسلامی خود کاملاً بی حس و بی تفاوت شده­اند چه برسد به حقوق بین­المللی و دیگر حتی برایشان مهم نیست که مولایشان حضرت محمد گفته که در دین و باور دینی اکراه نیست.  این بی حسّی چه حسّاسیّتی است که شما تصور میکنید (و میخواهید این تصوّرات واهی را نیز به مردم القا کنید) که بهائیان برای دستیابی به این حسّاسیّت تلاش میکنند؟؟!!   بعد اشاره میفرمائید به «مقاومت‌های مسولان نظام درباره فرقه بهائیت و كمرنگ جلوه دادن خطر این فرقه».  کافیست که کمی به کارنامۀ جمهوری اسلامی نظر بفرمائید که از اول انقلاب تا به حال چند بهائی را، از پیر و جوان، از زن و مرد، از شهری و روستائی، گرفتند، شکنجه دادند، اعدام کردند، اموالشان را مصادر نمودند، از کار برکنارشان کردند، از دانشگاه اخراجشان کردند، حتی یک دانشگاه خانگی را به آنها روا ندیدند، و حتی از اذیت کودکان خردسال در مدارس دریغ نکردند.  به این ترتیب، باز هم میگوئید که بهائیان هستند که میخواهند خطر آئین خودشان را کمرنگ نشان دهند، یا دستگاه نظام است که پیوسته میخواهد یک باورِ دینیِ انسانیِ ایرانی را، به پر رنگ و خطرناک نشان دهد.  لطفاً بفرمائید، اینهمه ترس و واهمۀ آن نظام قوی پر قدرت جمهوری اسلامی از یک گروه سیصد هزار نفره در ایران که نه اسلحه دارد، نه میجنگد، نه تظاهرات میکند، نه با کسی دشمنی دارد، نه دست استبداد بر روی کسی بلند می­کند، از کجاست که این چنین آنها را بیخودی می­کُشد، می­برد، می­گیرد، میزند، به مقدساتشان توهین می­کند، و حتی قبرهای مردگانشان را ویران می­کند؟  آیا اینها نشانۀ قدرت رژیم است یا ضعف آن؟  آیا این بهائیانند که میخواهند دینشان را کم رنگ و بی خطر جلوه دهند یا نظام سیاسی ایران است که میخواهد آنها را پررنگ و خطرناک جلوه دهد؟ 

باز تکرار میکنید که «ساختار و تشكیلات بهائیت در اسراییل قرار دارد» و معلوم نیست با کدام منطق میخواهید بهائیان را با صد من سریشُم به اسرائیل بچسبانید که اصلاً چسبیده نمیشود.  آنقدر در این امر بی اساس مستأصل شده­اید که (نه به منطق) بلکه به ضدمنطق جغرافیائی متوسل شده­اید و آن را مکرر تکرار میکنید:

اسرائیل صهیونیست است،

بهائی در اسرائیل است،

پس بهائی صهیونست است.

و اینقدر فکر نمیکنید که با همین ایجاد وهم تیشه به ریشۀ خود میزنید:

اسرائیل صهیونیست است،

مسجدالاقصی در اسرائیل است،

پس مسجدالاقصی (و در نتیجه اسلام) صهیونست است.

واقعاً معلوم نیست که این اراجیف اول از کوزۀ کدام متفکر مسلمان بیرون آمد که اینقدر آنرا تکرار میکنید و فکر میکنید که این هم شد دلیل. 

خبرگزاری پارس در گفتگو با این متفکر تاریخ معاصر گفت:

«موسوی با تأكید بر این كه بهائیت یك فرقه است، یادآور شد: یك فرقه دارای شاخص‌های مختلفی از جمله جذب نیرو، اقناع و تغییر فكر نیروها، محصور كردن اعضا در یك چارت تشكیلاتی جهت جلوگیری از خروج آن‌ها و... است»

خیلی جالب است: این محقق گرامی اول دین را بهائی فرقه معرفی میکند، سپس در فرقه بودنش تأکید میورزد، و بعد بنا به تعریف خود نتایج دلخواهی از آن استنتاج میکند!!  خوب بهائیان که دین خود را فرقه نمیدانند و جهانیان هم آنرا فرقه نمیدانند، حتی دانشگاه الازهر هم آنرا فرقه نمیداند، پس تمام شواخصی که ایشان ردیف میفرمایند فقط برای دلخوشی خودشان است و هیچ اعتبار خارجی ندارد.

البته از همه جالبتر قیاس سیستم اداری بهائی به گشتاپو بود.  گویا کافر همه را به کیش خود پندارد.  از اوائل انقلاب تا به حال حتی یک سال نبوده که سازمان ملل قطعنامه­ای بر علیه ایران و نقض حقوق بشر صادر نکرده باشد.  ما فقط کافیست به یک یا دو سایت حقوق بشر رجوع کنیم تا ببینیم گشتاپو نظام اداری بهائی است یا جمهوری اسلامی.  متعجبم که این محقق عزیز تحقیقات خود را بر پایۀ چه منابعی استوار کرده!!

و اما اظهار شده که یکی از پیامهای اخیر بیت العدل بهائیان «کاملاً سیاسی بوده و نشانگر این است كه آن‌ها سعی دارند با شیوه‌های مختلف از جمله مظلوم‌نمایی، نظر برخی مسئولان نظام را به سمت خود جلب نمایند.»  و آن پیام این است که به بهائیان اجازه داده شده که در انتخابات ایران شرکت کنند.  البته با مفروضات و زمینه چینی­های ایشان، یا بهائیان در این امر (جلب مسئولان نظام) موفق بوده­اند یا نبوده­اند.  اگر بوده­اند، پس چرا شدت اذیت و آزار بهائیان فقط در سال اخیر چند برابر شده است؟  گویا مسئولان نظام آنقدر هم که بهائیان فکر میکردند «مسئول» نبودند و طبق معمول دوباره آنها را فریب دادند.  البته حقیقت این است که هیچیک از مسئولان نظام حتی جواب سلام بهائیان را هم نمیدهند چه رسد به اینکه به آنها جلب شوند.  البته ایشان در توضیح فرموده­اند که منظور بیت العدل برای شرکت بهائیان در انتخابات برای انتخاب و حمایت از «افراد مستقل» بوده نه انتخاب و حمایت از احزاب.  البته در تعجبم که چگونه این مسألۀ کاملاً دموکراتیک برای این محقق تاریخ مشکلی ایجاد کرده!!  شاید ایشان ترجیح میدهند که هیچکس نباید در انتخابات شرکت کند چون در آن صورت مجبورند فقط به کسی رأی دهند که حمایت میکنند، نه به کسی که حمایت نمیکنند!!!  دوست عزیز، پس اگر بهائیان به کسی که میخواهند رأی ندهند به کی رأی بدهند؟  کسی که نمیخواهند؟؟!!!  واقعاً از منطق این محقق متحیّرم!!!  حال اصلاً رأی دادن چه اشکالی دارد که بهائیان نباید در آن شرکت کنند؟  آیا این حق هم میخواهید از آنها بگیرید؟؟

اگر رأی دادن بد است، پس لابد هیچکس نباید در انتخابات شرکت کند و رأی بدهد. 

اما شاهکار نظرات ایشان این است:

«وی با یادآوری این نكته كه در حال حاضر تلاش بهائیت این است كه ماهیت اصلی خودش را پنهان كرده و آن را تبدیل به یك شهروند عادی و بی‌خطر نمایند، گفت: بهائی‌ها برای رسیدن به اهدافشان تلاش دارند از محافل جهانی مانند سازمان حقوق بشر بهره بگیرند.»

بنده واقعاً پیشنهاد میکنم که یا برای این پنهان­کاری در یک قرن و نیم به بهائیان جایزه بدهید یا از آنان درس پنهان کاری بیآموزید.  شما که متخصص تاریخ معاصر هستید بفرمائید که بهائیان در کدام مقطع تاریخ ایران یک شهروند غیر عادی و با خطر بوده­اند که «در حال حاضر» تلاششان این است که استراتژی خود را تغیر دهند و «به یک شهروند عادی و بی خطر» تبدیل شوند؟  لطفاً قید کنید که تا به حال چند بهائی برج­هائی را با هواپیمای پر سرنشین نابود کرده­اند و یا چند بهائی را میتوانید نام ببرید که به خود کمربند انفجاری بسته و افرادی را که نمیشناسند منفجر کنند و یا خبرنگاری را جلوی دوربین سر ببُرند و یا زنی را سنگسار کنند و یا ... که حال تصمیم گرفته­اند که عادی زندگی کنند و خود را بی خطر جلوه دهند.  هر وقت تعداد این بهائیان و هویتشان را مشخص فرمودید، آن ادعای شما هم مثل روز روشن خواهد شد.  ولی تا آن موقع لطفاً یا این همه دروغ و تکرار آن بیش از پیش آبروی خود را نریزید و سعی کنید نمونه­ای از صداقت و راستی باشید. 

به امید آن روز.

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
roushan  - الهام؛ اتهام هفت بهايي بازادشت شده امنيت |1387-3-1 04:32:57
http://www.etemaad.com/Released/87-03-01/133.htm#7 3553
الهام؛ اتهام هفت بهايي بازادشت شده امنيتي است نه اعتقادي

الهام؛ اتهام هفت
بهايي بازادشت شده امنيتي است نه اعتقادي
گروه سياسي، فرناز حسنعلي زاده؛ غلامحسين الهام با تاييد خبر دستگيري
تعدادي از بهاييان در کشور اتهام اين افراد را «اقدام عليه امنيت ملي» عنوان کرد. سخنگوي دولت در دومين کنفرانس
مطبوعاتي خود در سال جاري در پاسخ به سوالي درباره دستگيرشدگان گفت؛ «اين جريان تشکيلاتي سازمان يافته است که با
بيگانگان و مخصوصاً صهيونيست ها مرتبط است و به صورت تشکيلاتي عليه مصالح کشور با هماهنگي عمل مي کردند.» وي در
واکنش به انتقاد برخي مجامع جهاني به اين بازداشت گفت؛ «تابلو کردن مقوله يي به نام بهاييت سياستي کهنه و زنگار
گرفته است. هر کشوري بايد از حوزه امنيت خود دفاع کند.» وي بهاييت را «عنوان مجعول و خودساخته» توصيف کرد و گفت؛
«اينکه برخي مسائل امنيتي را به مسائل اعتقادي تبديل مي کنند کار اشتباهي است. هيچ کس از مسائل امنيتي خود عقب نمي
نشيند و اين مساله ربطي به مسائل اعتقادي، اگر اعتقادي باشد، ندارد.» وي البته هيچ توضيح ديگري درباره اتهام
بازداشت شدگان نداد اما در عين حال تاکيد کرد؛ «دستگاه امنيتي براساس معيار قانوني در اين زمينه اقدام کرد و کار
را پيگيري مي کند.» اظهارات الهام يک روز پس از آن عنوان شد که سخنگوي وزارت خارجه نيز اعلام کرد بازداشت بهاييان
به دليل قضايي صورت گرفته است. خبر دستگيري شش زن و مرد بهايي 25 ارديبهشت ماه از سوي برخي منابع خارجي اعلام شد که
واکنش بلافاصله وزير امور خارجه کانادا را در پي داشت. وي مدعي شده بود اين افراد به دليل «ديني که به آن باور
دارند» دستگير شده اند.
sangesari  - Thanks! |1387-3-1 05:21:22
احسن بر شما اقای سردبیر
انيسا |1387-3-1 06:36:07
آخر كدام بهائي در ارگان هاي دولتي كار مي‌كند كه بتواند وارد قدرت هاي سياسي مملكتي شود؟ و يا اطلاعاتي به دست
آورد و آنرا به قول اين متفكران در اخيار "صهونيست‌ها " قرار دهند؟؟؟
aa |1387-3-1 06:42:21
http://www.roozonline.com/archives/2008/05/post_74 81.php
پویا |1387-3-1 10:07:38
این بهائی ها هم واقعند بی سیاستندمثلاً : می خواهند وارد سازمانها و ارگانهای دولتی شوند و با خدمت صادقانه به این
سرزمین خیانت کنند ولی وقتی فرم استخدام پیش رویشان می گذارند به صراحت خود را بهائی معرفی می کنند
Petros Golestani  - کو گوشی که بشنود و کو چشمی که ببیند |1387-3-1 13:04:18
آقای سر دبیر عزیز
یکبار دیگر با کلمات و عبارات بسیار صادقانه و مستند خود حقایق را بیان کردید و اسباب تحسین و
تمجید منصفین و متفکرین گشتید. مرحبا بر صداقت شما و بر قلم شما. بنده تصور می کنم مشکل کار بیان حقایق نیست کما
اینکه بارها و بارها نظایر چنین مقالاتی را نوشته اید و نوشته اند. مانع اساسی در این راه، عدم وجود منطق صحیح و
بدور از غرض و مرض است که آنهم متأسفانه بسیار نایاب است
آقای سردبیر، رسالت شما در بیان واقعیات و توضیح واضحات
بسیار پر ارزش است اما این تلاش شما هنوز که هنوز است مصداق این بیت شعر است که میگوید: . . . پیش کر بربط سرا و پیش کور
آئینه دار. شکی نبوده و نیست که تا زمانی که فناتیزم و تعصبات بر افکار مردم مسلط است نه گوشی باز است تا صدای
شیپوری بشنود و نه چشمی بیناست تا در آینه ای نظر کند. اما در تمام این داستان یک نکته مسلم و محرز است و آن اینکه
هرچه که این اتهامات و صدمات و ضدیتها و آزار و تضییقاتٍ معاندین و مخالفین آیین بهائی بیشتر شود گسترش و پیشرفتش
سریعترخواهد بود و تمکن و استقرارش قویتر. ملاحظه کنید که با هر واقعه ای ولو کوچک چگونه جوامع جهانی به حرکت آمده
و به دفاع از حقوق مسلوبه بهائیان بر می خیزد. این خود نشانه ای بارز بر اینست که در هر یک از این وقایع، نفوس
عظیمتری در سطوح مختلفه جامعه جهانی هم از وجود چنین دیانت مقدس و صلح آفرینی مطلع می شود و هم تعداد افرادی که
وجدانی بیدار و افکاری آزاد دارند و به حمایت از بهائیان مظلوم بلند میشوند هرچه بیشتر افزایش مییابد. باز هم حیف
که دیده بینا بسیار کم و نایاب است
با امید به آنکه روزی به خود آئیم و از تجربیات گذشته درس گیریم و تکان
بخوریم
پطرس

المان |1387-3-1 13:31:34
من دوستان خوبی از دوران کودی داشتم که از ادیان مختلف بودیم ازجمله بهایی صادقانه بگم هیچ زمانی ندیدم در مورد
سیاست حرفی بزنن یا تبلیغ دینی کنند و من خوشحالم که تونستم بعد۲۱سال دوباره پیداشون کنم چرا کسی به انسانیت و
شخصیت ادمها توجه نداره و اول با ملیت و دین محک میخوره مگه بهایی یا مسلمون یا مسیحی چون این دین و عقیده را داره
تروریست و جاسوس ووو هست اقایون بگن کم جاسوس مسلمون داشتیم تا حالا کدوم بهایی واسه صدام جاسوسس کرده یا کدوم
ترور رو تو دنیا کردن ولی همین شماها من مسلمون رو فقط به خاطر اینکه دوستم بهایی بوده زندانی کردین
شکیبا |1387-3-1 13:44:41
اتهام بهائیان آن است که می خواهند استقلال و رسمیت خودشان را به دست آورند. این چه اتهامی است؟ در واقع اتهام به
جمهوری اسلامی وارد است که این استقلال و رسمیت را به آنان نداده است. حالا اگر بهائیان بخواهند آنچه را حق آنان
است و قانون به آنها نداده است به دست آورند چه اشکالی دارد؟
سنگسری |1387-3-1 14:04:44
آفرین بر این قلم وفن بیان و بامید بیداری مردم ورفع بلایا از جمع احبا در ضمن سنگسری جان خوش آمدی همشهری
هوشنگ  - عیب از اسلام است |1387-3-1 15:03:59
درود بر هموطنان کشور خورشید و زرتشت . بنده می خواستم عرض کنم، اینکه گفته اند اتهام هموطنان عزیز بهایی، که چند
روز پیش دستگیر شدند، اقدام علیه امنیت ملی بوده، در واقع منظورشان اقدام علیه امنیت آخوند بوده . چون شما بهاییان
به قول خودتان معتقد به جدایی دین از سیاست هستید و مشکل اصلی هم در همین جاست چون اگر قرار باشد که دین از سیاست
جدا شود دیگر دکان آخوند تخته می شود و در نتیجه حضرات آخوند مفتخور، از مسند وزارت امور کشور، به مسند سابق خود در
وزارت رسیدگی به امور آفتابه و دارالخلا نزول خواهند کرد.
سرکوب و زورگویی در بطن و نهاد اسلام است. فقط یک نگاه به
تاریخ اسلام خصوصا در زمان حمله اعراب به ایران نمایانگر این امر است. قاعدتا بر اساس آن چیزی که در قرآن گفته شده،
قرآن کلام خداست و مثل شهد، شیرین است و کسی نمی تواند مثل آن را بیاورد. بسیار خوب، حرفی نیست ولی ببینم این به
اصطلاح شهد، چرا فقط با کشتار و خونریزی می بایست در کله مردم دنیا برود؟ البته به عرب وحشی ایرادی وارد نیست و در
واقع عربستان امروز با عربستان در صدر اسلام چندان فاصله ای ندارد و نکته اصلی هم در همین جاست که اسلام برای جزیرة
العرب بود و نه برای ممالک دیگر و نا ملموس بودن آن با فرهنگ شاد و اصیل ایرانی کاملا مشهود است. اسلام پرده ای سیاه
بود که با خود، نحوست، نجاست، غم و بدبختی، ذلت و حقارت و عقب ماندگی را به ایران آورد.
اسلام تمدنی نداشت و همواره
پس از به زور وارد شدن به ممالک متمدن، از جمله ایران، در مقابل تمدنهای عظیم به زانو در می آمد و چون چیزی غیراز
قرآن که دعوت به کشتار و خونریزی می کرد، نمی توانست ارائه دهد، به نابودی تمدنها پرداخت که آتش زدن کتاب توسط
اعراب در ایران، نمونه ای بارز از عجز اسلام در برخورد با تمدنها است. مورخینی در طی چندین قرن تلاش کردند تا به
مردم بقبولانند که آنچه از معماری و علم در ایران بوده از لطف و برکت اسلام بوده و جالب این است که این حضرات حتی
زحمت این را هم به خود ندادند که از خود بپرسند که پس چرا عربستان که مهد اسلام بود متمدن نشد؟؟.
اسلام مروج حزن و
اندوه است حال آنکه تاریخ کهن ایران، همواره مملو از جشن و پایکوبی بوده است. بروید یک تقویم شمسی بخرید و آن را با
دقت ورق بزنید و روزهایی که در آن هنگام، مملکت، باید عزادار باشد را بشمرید، مطمعنا از تعدد این روزها حیرت
خواهید کرد ولی واقعا عجیب نیست. در اسلام همیشه صحبت از ترس و مجازات و جهنم است و اگر صحبتی هم از حور شده، آن عشق
و حال هم بعد از مرگ است!! پس برای این جهان چی؟؟. آیا هیچوقت از خودتان پرسیده اید چرا موسیقی در اسلام حرام است؟
پاسخ خیلی ساده است موسیقی و هنر منشاً زیبایی و وقار هستند و باعث خشنودی دل انسان می شوند و انسان شاد، ناخودآگاه
از اسلام مرده و عبوس فاصله می گیرد. همین چند وقت پیش خامنه ای گفته بود که آثار باستانی ایران نشان از کفر دارند و
براساس این استدلال، این ثروتهای فرهنگی که میراث جهان و نه فقط ایران هستند را بی ارزش خوانده بود. پس خوب می
بینیم که مجددا بر می گردیم به همان بحث قبلی، یعنی حقیر بودن اسلام در برخورد با تمدنهای درخشان. موسیقی زیباست،
علم و هنر زیباست و اسلام می بیند که نمی تواند چنین زیبایی در پیش روی انسان بگذارد و چون نمی تواند مثل آن تمدن،
شکیل و زیبا باشد تا بتواند انسان را جذب کند، تمدن را از بین می برد و سپس با زور و خشم و نفرت و تهدید، مردم را
مانند باتلاقی متعفن در خود فرو می برد.
شادروان صادق هدایت در کتاب توپ مرواری در توصیف اسلام می نویسد: «... ما
برای خودمان تمدن و ثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمی دانستیم، همه اینها را از ما گرفتند و به جایش فقر
و پریشانی و مرده پرستی و گریه و گدایی و تاسف و اطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کون شویی و خلا رفتن برایمان
آوردند، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است. چرا ریختشان غمناک و موذی
است؟ و شعرشان مرثیه و آوازشان چسناله است؟ چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اش سر و کار دارند. برای عرب
سوسمارخوری که چند صد سال پیش بطمع خلافت ترکیده زنده ها باید تمام عمر به سرشان لجن بمالند و گریه و زاری بکنند. در
کلیسای ما بوی خوش عطر و عبیر پراکنده است و نغمه ساز و آواز بگوش می رسد، در مسجد مسلمانان اولین برخورد، با بوی
گند خلاست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا با اصول این مذهب خو بگیرند. بعد حوض کثیفی که دست و
پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره موذن، روی زیلوی خاک آلود دولا و راست می شوند و برای خدای
خونخوارشان مثل جادوگران ورد و افسون می خوانند...».
اگر در ایران امروز، میلیونها از فرزندان این مملکت معتاد
باشند برای اسلام مشکلی نیست ولی اگر مردم بتوانند آزادانه از اینترنت استفاده کنند، این برای اسلام قابل قبول
نیست چون اینترنت امکان ارتباط با مردم جهان و تمدنهای ارزشمند در جهان را می دهد و اسلام از همین واهمه دارد چون
خیلی خوب می داند که با تحقیق، ذهن ایرانی باز خواهد شد و ذهن باز سوال خواهد پرسید و پاسخ منطقی برای دنیای امروز
می طلبد، چیزی که اسلام از دادن آن عاجز است.
اگر توی ایرانی آزاد بیندیشی، اگر روزنامه نگار و نویسنده ایرانی،
آزادانه احوال ملت ایران را بنگارد و عقب ماندگی ایران، نسبت به جهان را پیش روی ایرانی بگذارد، آنگاه ایرانی،
اسلام را بازخواست خواهد کرد. به دنبال آزادی و آزاد اندیشی است که توی ایرانی خواهی پرسید: براستی ای اسلام، تو زن
را نصف مرد و حقیر میدانی حال آنکه من ایرانی قبل از آمدن تو، وی را سرور و سردار و حاکم می دانستم پس چرا من ایرانی
به خاطر تو عقب رفتم؟ براستی ای اسلام، چرا تو با آنهه ادعای تمدن حتی یک کشور را صنعتی نکردی و در دنیای امروز،
فقیرترین و ذلیل ترین کشورهای جهان سوم، کشورهای مسلمان هستند؟ براستی ای اسلام، چرا حتی دو قوم مسلمان در دنیا
پیدا نمی شود که واقعا با هم متحد باشند حال آنکه ملل اروپا با پشت سر گذاشتن دو جنگ جهانی خانمانسوز، این چنین
پیشرفت روزافزون به سمت اتحاد دارند و پرده های کینه را کنار می زنند، حتی اگر در خیلی موارد با هم اتفاق نظر
نداشته باشند باز با تفاهم با هم سخن می گویند تا به یکدلی نزدیک شوند ولی تو دربرابر مخاطبی با عقیده ای متفاوت،
یک راه بیشتر نمی شناسی و آن کشتن وی است؟!؟؟ به راستی ای اسلام، چرا اسلام شناس بزرگی مثل خمینی در کتاب توضیح
المسائل خود می گوید که وقتی مرد مسلمان نماز می خواند باید مواظب باشد تاعورتش رو به قبله نایستد؟!؟!؟!؟ یعنی آیا
مرد مسلمان باید حین نماز توجه به خالق خود داشته باشد یا اینکه باید به فلان جایش قطب نما ببندد؟؟؟ به راستی ای
اسلام، تو زن را که یکی از مظاهر زیبایی خلقت است را زیر چادر بردی و به شکل خمره در آوردی تا حتی حیوانات هم حاظر
نشوند به وی نگاه کنند و گفتی حجاب زن خوب است چون مرد را تحریک نمی کند ولی به راستی ای اسلام، آیا بهتر نبود مرد
را تربیت می کردی تا نگاهی متین به زن داشته باشد؟ به راستی ای اسلام، تو می گویی اگر در یک خانواده نامسلمان، یکی
از افراد خانواده مسلمان شد، بقیه از ارث محروم می شوند و فقط فرد مسلمان وارث خواهد بود. پس به راستی ای اسلام، تو
چطور به خودت اجازه سخن گفتن از عدل و داد می دهی؟؟ و به راستی ای اسلام، آیا نباید گفت که تنهاراه قانع کردن مردم،
برای مسلمان شدن و یا مسلمان ماندن، باج و رشوه دادن به آنهاست؟ ...
و وقتی توی ایرانی متفکر، اینگونه به ایران
پژمرده خود مینگری که زیر چنگال اسلام تکه تکه شده، با خشم رو به اسلام وقیح می کنی و می گویی به راستی ای اسلام،
بدان و آگاه باش که جایت در همان جزیرة العرب است و به زودی روزی خواهد آمد که ملت پاک ایران، با اقیانوسی از آب و
صابون، نکبت و نجاستی که تو به ایران زدی را خواهند زدود و آن چاه راهم قبل از اینکه کسی از آن بیرون بیاید پر
خواهند کرد.
به امید آزادی ایران، درود بر ایران
iranzad  - خدافروشان |1387-3-1 22:38:08
باسلام به شماکه کمرخرافه را شکسته اید.
حکایت شب هجران نه آن حکایت حالیست/که شمه ای زبیانش به صدرساله
برآید
خیلی باورش سخت است امابه
هزاردلیل بایدپذیرفت که این بی خدایان چاره ای جز سرکوب
ندارند.آخوندهااگراز
ذره ای شرف انسانی برخوردارند فقط یکبار آثار
حضرت بهاءالله راچاپ کنندتا
سیه روی شود هرکه
دراو غش باشد.دراین روزگارتیره به همه عرض میکنم دیوان حافظ راخوب بخوانند تا ماهیت این ریاکاران مظلوم کش را
خوب
بشناسندووطن عزیزایران
ومقدرات خودشان راازشراینهانجات دهند/خدایا این رنج را به گنج آزادی ختم کن/.
sangesari  - بهائی، اوه اوه اوه، صهیونیست! |1387-3-2 05:39:57
اقای حاج موسوی,جنابعالی که وابسته به امریکا و انگلیس نیستی میشه بفرماید که در سی سال اخر برای ابروی و ترقی
ایران چی کار کردید?

۲-پس بهائیان تا وقتی موجود هستند، مخالف امنیت کشور بوده ‏و نه تنها در انفجار شیراز بلکه
در گرانی مسکن، جنگ شیعه و سنی، تصادف اتومبیل ها در ‏جاده های شمال و انفجارات ناشی از لوله کشی گاز نیز نقش
دارند.‏
3-وقتی در کشور ما گران شدن قیمت گوجه فرنگی هم توطئه استکبار است، چطور ممکن ‏است انفجاری به این بزرگی
توطئه نباشد، و لذا تشخیص داده شد که اگر توطئه باشد بهتر است ‏و برای هر توطئه ای باید عوامل آن کشف شده و چون گروه
مورد انفجار، مخالف وهابیت و ‏بهائیت بودند، و وهابیون دم دست نبودند، اما بهائی ها دم دست بودند، تعدادی از
بهائی ها ‏دستگیر شدند


دبیر  - انفجار شیراز |1387-3-2 07:19:58
بهائیان دم دست نبودند بلکه هدف دستگاه اطلاعاتی بودند.

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."