تساوی حقوق زنان و مردان یا تمامی حقوق از آن مردان؟
نوشته شده توسط دبیر
۲۰ تير ۱۳۸۷

    تساوی حقوق زنان و مردان یا تمامی حقوق از آن مردان؟!

آنچه که در روزهای اخیر باب گفتگو شده است و هر کس از هر گوشه و کنار بر مبنای دیدگاه های خود، به تحلیل آن می پردازد، چیزی جزبحث داغِ تساوی حقوق زن و مرد نمی باشد. در این نوشتار قصد بر آن است تا با نگاهی مجدّد، امّا با روریکرد تواماً درون دینی و برون دینی به این مساله پرداخته شود.

اگر در آراء فلسفی بنگریم، خواهیم دید که حتّی اگر برخی از فلاسفهء قرون پیش به مانند ارسطو زن را در برابر مرد، موجودی ناقص فرض کرده اند، امّا آنچه که در این میان مغفول نظر واقع شده است، پردازش در ارتباط با "انسان" بودن این دو جنس می باشد. آیا تا به حال هیچ اندیشیده ایم که اگر انسانیت را بتوان به جنس افراد تقلیل داد، چه فاجعه ای رخ خواهد داد؟ در این صورت عدّه ای انسان تر از سایرین می گردند و این یعنی مفهوم انسان بودن نیز نسبی می شود، و در این میان آنچه که مورد هجمه قرار می گیرد، موقف و مقام "اشرف مخلوقات" به عنوان "انسان" می باشد، و این می تواند توهینی به جایگاه "انسان"، بنابر آنچه که در کتب آسمانی موجود می باشد، تلقّی گردد.

و اصولاً باید این تحلیل مهم را در مواضع دینی، با احتیاط والایی مطرح نمائیم، چه که مشاهده شده است، برخی از ادیان پیشین به مانند مسیحیت، مرد را بر زن برتری بخشیده اند و این مساله را نمی توان جز در زمان اشاعهء نظریات آن دین آسمانی مورد بررسی قرار داد، به بیان دیگر اینکه ما اکنون و با ظهور دیانت بهائی به تحلیل نگرش های مندرج در کتب عهد عتیق،عهد جدید، قرآن و ... بپردازیم، می تواند همان اندازه مثمر ثمر واقع گردد که از امروز در ارتباط با وضع دنیا در هزار سال آینده صحبت نمائیم، پس باید آگاه باشیم که هر مساله ای را تنها می توان در قالب معیارهای زمانی و مکانی خاص آن مورد تبیین قرار داد. و اگر بتوان این مساله را اینگونه محور بررسی قرار داد، مطمئناً برداشت های ما نیز واقع بینانه تر خواهند شد.

دیدگاه سنّت گرایانه؛

از یک طرف اگر به گفتارهای اخیر جناب آیت الله صافی گلپایگانی و همینطور امام جمعهء محترم مشهد(1) توجّه نمائیم، این مشکل را به وضوح در خواهیم یافت. بطور مثال آیت الله گلپایگانی،" تساوی حقوق زن و مرد را بی پایه و اساس می دانند" و این بدان معنی است که این انسان محترم، بر مبنای دیدگاه هایی که تحت دیانت مقدّس اسلام و در هزار چهارصد سال پیش ایجاد شده است، به ایراد نظر پرداخته اند، و اتفاقاً فرمایشات ایشان تا حدودی با آموزه های صدر اسلام نیز توافق دارند، امّا آیا این مساله نمی تواند "انسانیت" مرد و زن را به زیر سوال برده و همانگونه که در بالا به آن اشاره گشت، نگرشی خارج از زمان و شرایط فعلی تلقّی گردد؟

اینچنین است که امام جمعهء محترم مشهد نیز معتقد می باشند که "بهترین جایگاه و محلّ امن برای زن خانه است"، که این مساله نیز می تواند ما را به هزار و چهار صد سال پیش بازگرداند، و جالب آنکه مسلمانان صدر اسلام نیز جمله ای داشتند که مویّد این دیدگاه می باشد، " مَسجِدُ المَرأة بَیتُ " (مسجدِ زن، خانهء اوست)

متاسّفانه بر مبنای چنین دیدگاهی می باشد که اصلاً "حقوق" زنان معنایی ندارد و زنی که  باید در خانه باشد، چگونه می تواند از اجتماعی که مختصّ مردان است، کسب حقوق نماید و آیا اصلاً چنین "حقّی" را نیز دارد؟!

 در واقع آنچه که می توان در خلال نظرات این دو بزرگوار و بسیاری دیگر از علمای دینی امروز ایران مشاهده نمود، نه تاکید بر تساوی حقوق زنان و مردان، بلکه تأیید تمامی حقوق از آنِ مردان می باشد، پس با نگاهی واقع بینانه می توان این گونه برداشت نمود که این نگرش ها نمی توانند منطبق با زمان فعلی ما باشند و از این رو باید به فکر دیدگاه هایی جدید و روزمدارانه بود، تا بتوانیم دنیای فعلی را آنگونه که امروز وجود دارد، بررسی نمائیم، نه آنگونه که هزاران سال قبل وجود داشت، چه که مردم در "حال" زندگی می کنند نه در"گذشته".

دیدگاه تجدّد گرایانه؛

از طرف دیگر عدّه ای نیز بر آنند تا وضعیت موجود در "غرب" را نشانهء آزادی زن و مرد و راهی به سوی تساوی حقوق این دو جنس بشری عنوان نمایند. نکته ای که در اینجا قابل تأمّل می باشد، معیارها و پیش زمینه هایی است که منجر به چنین برداشت سوئی از جانب برخی نظریه پردازان شده است. به طور مثال اگر بگوئیم که انسان ها در "غرب" آزادند، در واقع از چیزی صحبت می کنیم که نمود تقریبی آن  در غرب وجود دارد و از آنجایی که در جایی دیگر نمونهء بهتر و همه پسند تری دیده نشده است، لذا مردم نیز جاذب و جالب چنین نگرشی می گردند، و البته در این میان همانگونه که "اوشو" عارف هندی نیز تحلیل می نماید، آزادی را نمی توان یک امر مجرّد در نظر آورد و این مساله می تواند برداشتهای متفاوتی از آزادی را به همراه بیاورد(2)(همانگونه که برداشتهای مختلفی از تساوی حقوق زن و مرد، در میان نظریه پردازان وجود دارد)  امّا واقعیت آن است که "ندیدن، دلیل بر نبودن نمی باشد" و این دقیقا همان نکته ای است که "غرب" از آن غافل مانده است. امّا ما در اینجا قصد نداریم تا با نگاهی سوگیرانه به مساله بنگریم، باید شرط انصاف را رعایت نموده، چشمهایمان را برروی واقعیّت گشوده و عنوان نمائیم که تلاش های غرب، جهت اعطاء حقوق اجتماعی به زنان، در تاریخ بشریّت بی سابقه بوده اند، به عنوان مثال در کشور آمریکا زنان شاغل تمام وقت در سال 1980 حدود 58 درصد حقوق مردان شاغل تمام وقت را دریافت می کردند.در سال 1990 یعنی در عرض 10 سال این درصد بالغ بر 70 شده است، و اکنون تقریبا حقوق این 2 جنس، با یکدیگر برابر است.(3) پس براستی ایراد و انتقاد وارد بر شیوهء عملکرد غربیان چه می باشد؟

همانگونه که در بالا نیز به آن اشاره شد، متاسّفانه، آنچه که همواره در چنین تبیین هایی نادیده گرفته می شود، جایگاه و مقام "انسانی" فرد است. یعنی اگر چه در غرب، بیشترین حقوق در مقایسه با جوامع دیگر به زنان اعطاء گشته است، امّا در کنار این دیدگاه، یک جریان موازی دیگر نیز فعّالیت می کند، که در آن "زن" را بازیچهء دست مرد قرار داده و او را تبدیل به یک کالای تبلیغاتی نموده است. در این جریان موازی است که هویّت و فردیّت انسانی زنان لگدمال شده است و علّت تمامی این مسائل، سیطره و نفوذ غیرقابل انکار فرهنگ و جامعهء پدرسالاری می باشد. این فرهنگ، به نحوی با خونِ اعضای این جوامع پیوند خورده است، که حتّی بسیاری از زنان نیز چنین امری را پذیرفته اند. فرهنگی که "قدرت" را از آن مرد می داند و مردِ قدرتمند، مطمئناً نمی خواهد(ونباید بخواهد) که  رقیبی برای خود پیدا نماید، لذا سعی می نماید تا ضمن راضی نگاه داشتن ظاهری و موقّت زن، او را از فکر تصاحب قدرت، براندازد و فی الواقع این مهم نشان می دهد که تنها شیوهء برخورد سنّت گرایان و تجدّد گرایان با زنان متفاوت است، اما هدف هر دوی آنها، دور نگاه داشتن زن از موضع قدرت می باشد.

پس سوالی که در اینجا مطح می گردد، این است که "تساوی حقوق زن و مرد" با توسّل به چه دیدگاهی می تواند مورد بررسی قرار گیرد و اصولاً آیا نگرشی پخته ، معنا دار و همه جانبه اندیش  در این زمینه وجود دارد؟

دیدگاه انسان مدارانه؛

در پاسخ باید عنوان نمود که "دیانت بهائی" به طور مفصّل و اصولی به بررسی ارائهء چنین رویکردی پرداخته، و خود را به عنوان اولّین و مصمّم ترین مکتب فکری، جهت برپایی "تساوی حقوق زن و مرد" به معنای حقیقی آن،  در جامعهء بشری معرّفی نموده است. جهت اثبات این ادّعا باید در ابتدا به نگرش دیانت بهائی در ارتباط با "انسانیت" افراد رجوع نمائیم، که می توان آن را سنگ بنای تمامی آموزه های نوین این دیانت الهی محسوب نمود.

حضرت بهاءالله می فرمایند:

امروز روز ظهور مقامات انسانیست، جهد نمائید تا از شما ظاهر شود آنچه لایق هست(4)

آنچه که در این بیان پر معنا می توان دریافت، رسالت انسان به جهت بروز و ظهور مقام و منزلت "انسانی" او می باشد، دقیقاً همان چیزی که لایق انسان بوده است و دیگر مراتب وجود، لیاقت وصول به آن درجه را نداشته و ندارند. و آنچه که نقش آدمی در این دنیا می توان نامید، همان عمل به موجب مقام انسانی وی است. والبته نه صرفاً آن مقام مادّی که غربگرایان به تبلیغ آن می پردازند و لزوماً نه آن مقام معنویِ سنّت گرایانه که به ظاهر روحانی و در باطن موهوم و خرافه پرستانه است. بلکه مقامی که در آن "اعتدال" به خوبی رعایت گشته باشد و هر فرد آدمی بداند که به عنوانِ تنها یک عضو از جامعهء چند میلیارد عضوی، باید به ایفای نقش پرداخته، تا هیکل جامعهء بشری را به رشد وادارد و البته در این میان، مقام و منزلتش در برابر هر انسان دیگری، دارای ارزشی یکسان و برابر می باشد. دیانت بهائی مبنای بررسی "تساوی حقوق زن و مرد" را، همین "انسانیت" بشر می داند و نه چیز دیگری، و روش این دیانت الهی،بر خلاف نظام قدرت طلبانهء غربی، و خرافه پرستانهء شرقی، سلوکی محبّت محورانه می باشد. این محبّت، نه صرفاً به آن قسمت از زندگی انسان ها مربوط می گردد که به یکدیگر لطف دارند و دیگران را شنود می سازند، بلکه به آن جنبه از حیات روحانی آدمیان ربط پیدا می نماید که پایه های مقام انسانیِ ایشان را استوار می سازند. این محبّت که همان حبّ و دوستی می باشد، انسانها را مخاطب قرار داده و نه جنس آنها را، لذا هر تصمیمی که بر پایهء آن گرفته شود، می تواند  تجلّی قسمتی از مقام حقیقی انسان ها تلقّی گردد. و اگر آدمی بتواند به درجه ای برسد که مقام و موقف حقیقی خود را بازشناسد، آنگاه زمینه های تحقّق تساوی حقوق زن و مرد را نیز فراهم نموده است.

حضرت عبدالبهاء می فرمایند:

در انسان دو مقام است، یکی مقام انسانیّت که تعلّق به عالم بالا دارد و فیض ربوبیّت است. یک مقام حیوانیّت است که تعلّق به عالم ناسوت دارد، یعنی جنبهء حیوانی. مثلا غضب و شهوت و حرص و ظلم و جفا اینها از خصائص حیوانیست، همینطور علم و حلم و وفا و جود و سخاء و عدل از فضائل عالم انسانی است.(5)

پس دیانت بهائی معتقد می باشد که تنها شرط برابری حقوق زن و مرد، همانا توجّه به مقام انسانی افراد می باشد، چه که تنها در سایهء تمسّک به چنین دیدگاه می باشد که انسانها می توانند به طور کاملاً منسجم در این مسیر رو به رشد گام بردارند و به بیان دیگر آنچه که امروزه می تواند چاره گشای نابرابری های زن و مرد تلقِی گردد، همانا توسّل به آموزه های "محبّت محورانه"،"انسان مدارانه" و"صلح جویانهء" دیانت جهانی بهائی می باشد.

امّا در ارتباط با تعلیم "تساوی حقوق زن و مرد" که در دیانت بهائی جزء ارکان مهم و تعالیم به روز و منطبق با نیازهای زمانه، محسوب می گردد، باید عنوان نمود که دیانت بهائی زندگی بشری را جز در سایهء تحقّق تساوی حقوق زن و مرد، نا فرجام و تیره رنگ می بیند. در همین زمینه است که حضرت عبدالبهاء می فرمایند:

عالم انسانی را دو بال است، یک بال رجال(مردان) و یک بال نساء(زنان). تا دو بال متساوی نگردد، مرغ پرواز ننماید، اگر یک بال ضعیف باشد، پرواز ممکن نیست. تا عالم نساء متساوی با عالم رجال در تحصیل فضائل و کمالات نشود، فلاح و نجاح چنانکه باید و شاید ممتنع و محال.(6)

البته در این میان لازم به تذکّر است که مفهوم "تساوی حقوق زن و مرد"، به معنای برابری "خواسته ها و نیازهای زن و مرد" نمی باشد ، و این دو مطمئناً بر مبنای تفاوتهای زیستی و اجتماعی، صورتهای متفاوتی از نیازها را به همراه دارند. لذا آنچه که در اینجا حائز اهمیّت می باشد، برابریِ جایگاه ارزشی این خواسته ها می باشد. به بیان دیگر، خواسته ها و نیازهای زنان و مردان، اگر چه می تواند متفاوت باشد، امّا دارای یک ارزش برابر و مساوی بوده که لزوم تحقّق آنها، به یک میزان می باشد و هیچ یک بر دیگری برتری نداشته و ندارند، چه که هر دو نشأت گرفته از "مقام انسانی" فرد بوده، لذا زن و مرد بر مبنای مقام برابر انسانی خود، از حقوق برابری نیز برخوردار باید باشند.

و البته فهم این مساله، تنها در دهه های اخیر که پیشرفت ارتباطات و تکنولوژی، نیاز به همیاری و همفکری زنان را طلب نموده است، احساس می گردد و جالب آنکه دیانت بهائی نیز دقیقا پیش از آنکه مواردی همچون حقّ رأی زنان، سایر آزادی های مدنی و ... جنبهء رسمی پیدا نمایند، با قاطعیّت تمام، به ظهور و حضور زنان در فعالیتهای به روزِ اجتماعی، اشاره نموده و با تعالیم آسمانی خود، خواستار برقراری برابری حقوق زنان و مردان بوده است.

و جالب تر آنکه مرکز جهانی بهائی، در سند اخیر خود که صدور آن، متقارن با روز 22 خرداد، روز همبستگی زنان ایرانی نیز می باشد، با اشاره به ظرفیتهای موجود در کشور ایران، و با حمایت از اصل آزادی و برابری زنان و مردان، بهائیان ایرانی و هم میهنانشان را به تداوم حرکت های آگاهانه دراین مسیر متعالی، تشویق و ترغیب نمودند، لذا این مساله می تواند نشان دهندهء حضور بهائیان، در گفتمان های مدنی کشور و اشاعهء اندیشه های  انسان مدارانه، و در نهایت تلاشی جهت آباد سازیِ ایران مقدّس، تلقّی گردد.

 نویسنده: ویشنو

منابع:

1- http://www.autnews.eu/archives/1387,04,00010098 

2- مقالهء اوشو در باب آزادی http://mosammaparast.org/messages/9006.doc

3- دکتر نادر سعیدی، مقالهء نابرابریهای اجتماعی، صفحهء 71

4- ریاض قدیمی، گلزار تعالیم بهائی، صفحهء 278

5- همان منبع صفحهء 280

6-منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد1، صفحهء 291

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
man |1387-4-20 17:17:05
شما از ترس خراب شدن جلو بقیه پست های که به ضررتونه حذف میکنین خیلی ترسوین خیلی
****************************************
*******************************
DABEER: man aziz hich posty hazf nashodeh ast. movafagh basheed.
yazdizadeh  - !!? |1387-4-20 18:30:57
بسیار سپاس از مقاله ی زیبا و روشنگرتان
به خوبی درمقاله اشاره شده بود به رهبران اسلام که (درصورت گفتن عین مطالب
بالا) حتی از کتاب خود(قرآن) بی خبر اند! بگونه ای که منی که در گذشته مسلمان بودم حتی می دانم که در قرآن هرجا موضوع
هدایت یا بهشت و جهنم است از اصطلاحات "مومنین و المومنات" یا "ایها الذین آمنو" و اینگونه استفاده شده که
کاملا بحث انسانیت است ونه جنسیت! که گواه کم سواد بودن آن گوینده است.

یا همین حجاب که اصلا اگر قرار بود زن وارد
اجتماع نشود چرا فسلفه ی حجاب مطرح است؟ مگر زهرا دختر پیامبرشان یا زینب خطابه های سنگین در جمع مردان
ندارند؟
البته اینگونه اسلام گرایان ترجمه می کنند که اگرزن بدون حجاب ظاهر شود مرد ها به جاذبه های جنسی آن توجه
می کنند نه به انسانیت آن زن!
که البته واضح است که این حرف بی منطق است زیرا مثلا تجاوز به زنان در کشور های
پیشرفته که زن بدون حجاب کار می کند کمتر از ایران فکر می کنم هست .
بسیار این قسمت مقاله برایم زیبا بود:
" این
دو مطمئناً بر مبنای تفاوتهای زیستی و اجتماعی، صورتهای متفاوتی از نیازها را به همراه دارند...زن و مرد بر مبنای
مقام برابر انسانی خود، از حقوق برابری نیز برخوردار باید باشند."
که می شود گفت ازروش متفاوت باید به حقوق
واقعی خود برسند نه صرفا با یک لباس در جامعه ظاهرشوند که این بی احترامی به مقام زن است که بگوییم مانند مردان در
جامعه ظاهر شو و با همان حقوق محدود برار.
در پایان اگر حضرت بهاء الله نبود چگونه می شد حق را از باطل تشخیص داد و
بفهمیم دین قبلی (اسلام) درست بوده و برداشت ها از آن اشتباه است؟
"امروز روز ظهور مقامات انسانیست، جهد نمائیم
تا از ما ظاهر شود آنچه لایق هست"
iren  - انسان نو |1387-4-20 22:47:56
درود وسپاس از این پیام الهی
ما همواره گرفتار رسوبات ذهنی
گذشتگانیم.شرق وغرب هم ندارد
شیعه وسنی هم ندارد.غرب
اگر
یک پاشنه ی آشیل برای سقوط
داشته باشدهمین رفتارابزاری بازن است.وملایان بیخردنیزاگر
صدپاشنه ی آشیل برای
سقوط به
افتادن درپستوی تاریخ جهل و
خرافه داشته باشندمهمترینش این نگرش زشت وشرم آوربه زن
است.وجودی که نمادفیض
رحمانی
وآفرینشی خداوند است.اگربه
کتابهای آسمانی گذشته بنگریم
هریک به گونه ای زن راچنان
توصیف کرده اندکه
دیگردرجهان
امروزچندان جای پیشرفت وپذیرش ندارد.این بزرگترین دلیل است برادامه ی ارسال
پیامبران الهی برای
راهنمایی
وکمال روحی بشر.ظهورزنی چون
جناب طاهره که هنوزملایان مانند صاعقه ی مرگبارازنام
اودرهراسندنشا نه ای
است از
وجودی پاک وداناکه دردیانت
تازه الهی سربه آسمان می ساید
وصلای آزادی وآزادگی سرمیدهد
او هم قران شناس
است وهم خدا
شناس.اوخدایی زا شناخت که
هیچگاه ازتکامل بشرعقب نمانده
است.پس میداندکه پیامبرخداهم
آن کسی است که
بازبان بشر
امروزبرای سیرکمال آشناست
ونیاز به هیچ تفسیرچندلایه
درشناساندن مرتبت والای زن
ندارد.نگاه کنید به
سخن آن
زن بزرگ که حتی روشنفکران
نادان یا ترسوکه شهامت گفتن
ازاوراندارندچه شخصیتی برای
خویش قائل است:
عشق به
هرلحظه ندا میکند
برهمه موجودصـــدا میکند
هرکه هـوای ره ما میکند
گـــرحذرازموج بلا میکند
پاننهدبر لب
دریــای من
اوازچنان شخصیتی درآیین نو
برخوداراست که وجودخویش را
ماننددریا میداند اما نه هردریایی.بلکه
دریایی که
هرکسی نمی تواندبه کناره ی آن
هم پابنهد!!!!!چه رسد به درون این دریا.شکوه وعظمت
این ساختار انسانی
رادرزنی
ببینیدکه نه امروزبلکه حدود
یک قرن ونیم پیش جان پاکش را
درراه آزادی وآزادگی همه ی
بشریت
نیازمندخداباوری تقدیم
کرد جانی که بافتوای شیخ و
دستورشاه اجرا شدتادرتاریخ
ثبت شودکه همه ی بدبختی ملت
ایران
ازدست این دوجشمه ی
فساد است.کسانیکه دشمن سرسخت
حضرات باب وبهاءالله بودند.چون
درنگاه متعالی ایشان دیگرزن
نه
وسیله ی هواوهوس است ونه
درردیف کالای خانگی که به خریدوفروش درآید.ومن ازگذشته
تاریخ ایران تنها کسی
راکه
شناخته ام زن رانمادخداپرستی میداند تنها حضرت حافظ است
که درسراسردیوان پاکش هیچگاه
به زن نگاه حقیری
نداشته بلکه خداپرستی ناب رادریک
نمادوقالب جستجو میکند وآن هم
نماد زن است.
حافظ آنروز طرب نامه ی عشق
تو
نوشت
که قلم برسراسباب دل خرم زد
باسپاس/
فاطمه |1387-4-21 06:15:13
مقاله جالبی بود ، هرچند در اسلام هم از این دست سخنان بسیار هست که زن و مرد مکمل هم هستند و هردو دارای حقوق
انسانی
آنچه مهم است ، حقوقی است که در عمل به آنها تعلق میگیرد ، بنابر این به نظر من برای تکمیل این مفاله خوب است
که به حقوق زن و مرد در آیین بهایی نیز پرداخته شود تا برای کسی مثل من که با آن آشنا نیست هم تنها جنبه شعاری نداشته
باشد و آموزنده باشد
raysi  - مقاله بسیار جالب |1387-4-21 10:59:07
مقاله بسیار جالبی است
همیشه در پخش افکار ازادمنشانه خود کوشش کنید
انشاءالله در کارها و فعالیت های خود موق
خواهید بود
بهمن رییسی
مهدي  - نظر يك مسلمان |1387-4-21 13:34:55
به نام خدا
با سلام و عرض احترام خدمت ويشنو محترم و تمامي منتقدين و محققين
مطلب جالبي بود البته مسئله تساوي
حقوق زن و مرد مسئله جديدي نيست و ما با يك نگاه ساده به تاريخ ميتوانيم ببينيم كه ظلم به زن در تمام نقاط دنيا و در
هر زماني صورت گرفته و اروپا و امريكا از اين مسئله مبرا نيستند شما ميتوانيد با چند دقيقه نگاه كردن به شبكه هاي
تلويزيون اروپا مثلا فرانسه به اين مطلب پي ببريد
دوست عزيز ما نميتوانيم گفته چند نفر كه شايد هم عالم باشند كه
ممكن است هر عالمي هم اشتباهي داشته باشد و ما تمام آن را به دين اسلام وصل كنيم
همه ميتوانند با مرور تاريخ ببينند
كه اولين شهيد زن تاريخ حضرت سميه كه درود خدا بر او باد حتي از مردان هم توانا تر توانست مقابل ظلم و ستم ايستادگي
كندو نمونه اي ديگر حضرت رقيه ع كه چگونه ظلم سلسله عباسي رارسوا كرد و خيلي از مواردي كه ثبات تساوي زن و مرد را در
سلام نشان ميدهد و اين سخن پيامبر اسلام را فراموش نكنيم كه مرد از دامان زن به معراج ميرود. واز تمامي اينها گذشته
اين مردهايي كه ادعاي برتري از زنان ميكنند از كجا بوجود آمده اند ؟ مگر نه اين كه مادري مهربان با چه سختي او را
پرورش داده وحالا فرزند خود را از مادر خود برتر ميداند؟!جاي تعجب است. دوست عزيز در اسلام حجاب براي زن حكم
استخوان در بدن براي گوشت را دارد. كه اگر استخوان نباشد گوشت هيچ شكللي ندارد. تمامي آنهايي كه بيانگر برتري حقوق
مردان هستند حتمااشتباه ميكنند. واين اشتباه آنان رشد و توسعه پيشرفت دنيا را كند ميكند. واين ادعاي آنان نزد خدا
گناه به حساب شمرده ميشود
دوست عزيز من از دين بهائيت اطلاعات زيادي ندارم ولي اين مطلب كه دين بهائيت اولين مكتب
بيانگر تساوي حقوق انسانهاست جاي تامل دارد به اين دليل كه اين مسئله نه تنها قبل ظهور بهائيت بلكه قبل از اسلام هم
در تمامي اديان الهي از ازل بوده و خداوند فرستادگان زيادي براي اصلاح انسانها فرستاده است. تا كي كه ما درست شويم
و درس گيريم. با عرض احترام مجدد وآرزوي آزادي تمامي انسانها
مهدي
حجه الاسلام مهدی زبردست  - اشکال به شما |1387-4-21 22:35:02
از نظر اسلام زن و مرد تفاوت ندارند هردو از یک جنس و یک روح هستند و تنها اختلاف جسمی دارند . روح مجرد و اصل تمام
انسان هاست و مجرد جنسیت ندارد . و همه در روح مساوی هستند .
شما دیدگاه کامل آیت الله صافی را بگذارید تا خواننده
بهتر قضاوت کند ... آیا منظور از این که زن و مرد حقوق مساوی ندارند را متوجه شده اید ؟
زن و مرد در همه چیز یکی هستند
تنها احکام فرق دارد مثلا مرد ارث دارد زن هم ارث دارد ... مرد دیه دارد زن هم دیه دارد ... ولی اختلاف در مقدار و کمیت
به علت مسائل اقتصادی است چرا که مرد مسولیت اقتصادی دارد و زن ندارد .
این که مسجد زن خانه اوست از احادیث است پس
ربطی به مردم 1400 سال قبل ندارد بلکه حرف خداست .
طبق گفته شما بچه ها هم در جامعه اسلامی باید به آن ها ظلم شود چه
دختر یا پسر چرا که در اجتماع حضور ندارند .
اگر تمامی حقوق ازآن مرد است پس نفقه و مهریه و این که زن مرتد در صورت
توبه اعدام نمی شود در حالی که مرد مرتد در صورت توبه باز هم اعدام میشود و این که زن واجب نیست جهاد کند ... لازم
نیست نماز جمعه و مسجد رود "لازم نیست یعنی واجب نیست" ... زن سربازی نمی رود و ... که تماما به نفع زنان است این ها
چیست ؟!
یک بهایی |1387-4-22 03:51:00
دوست عزیز. آقای زبردست.! مسلم است که در دنیای امروز چه در ایران و چه در بسیرای کشورها مانند عربستان زن و مرد از
حق یکسانی برخوردار نیستند. اگر زن و مرد یکی هستند پس چرا احکام تفاوت دارد؟ شما میدانید که امروزه زنها در
فعالیتهای اقتصادی به نحو چشمگیری مشارکت میکنند اما حقوق ماهانه آنها متفاوت است. مسئله که فقط ارث نیست. حقوق
دیگر هم رعایت نمیشود. "مسجد زن خانه اوست" حرف هر کسی که باشد امروزه دیگر بدرد نمیخورد. مگر حضرت علی
نمیفرمایند که "نگاه نکن چه کسی می گوید. ببین چه چیزی میگوید"؟ وقتی به اصل کلام نگاه میکنیم میبینیم که با
مقتضیات دنیای امروز همخوانی ندارد. چه دلیلی وجود دارد که زن خانه نشین بشود و فقط مردها در جامعه تلاش کنند؟ درست
است که زن وظیفه تربیت فرزندان را برعهده دارد. اما این بدان معنی نیست که از صبح تا شب در خانه بماند. زیرا که عدم
فعالیت زن در اجتماع موجب میشود تا مهارت او در تعاملات اجتماعی در حد پایین باقی بماند و نتواند فرزندش را نیز به
خوبی تربیت کند. گرچه این حدیث حرف خداست اما برای زمان خودش مناسب است. نه امروز!
شما ظاهرا مقاله را نیز درست
نخوانده اید و یا آن را کامل متوجه نشده اید. چرا که در مقاله نیز گفته شد که نیازهای زن و مرد با هم برابر نیست. (مثل
نفقه و مهریه) "لذا آنچه که در اینجا حائز اهمیّت می باشد، برابریِ جایگاه ارزشی این خواسته ها می باشد".
البته
شما با به پیش کشیدن مسئله ارتداد، یکی دیگر از احکام غیر قابل اجرا در دنیای امروز را مطرح فرموده اید که کاری به
آن نداریم. اما این که زن به سربازی نمیرود پس این برای زنان یک امتیاز است دلیل نمیشود که حقوق زن و مرد رعایت
میگردد. این مسئله یک مسئله جسمانی است. مرد بچه نمیزاید و درد نمیکشد پس این به آن در. مشاهده مینمایید که این مطلب
هرگز منطقی نیست. منظور از تساوی حقوق، همان ارزش یکسان قائل شدن برای نیازهاست. اگر زن روزانه 8 ساعت کار میکند
باید همان حقوقی را بگیرد که مردی که به همان اندازه کار میکند دریافت میدارد. زیرا هردو زحمت یکسان میکشند. اگر
زنی در تصادف عضوی از بدنش ناقص شود باید همان میزان دیه را دریافت نماید که مرد دریافت میکند. زیرا هر دو از ناقص
شدن عضو به یکسان رنج میبرند و تفاوتی در آن نیست.
به امید روزی که تساوی حقوق زنان و مردان برقرار شود.
Eghbali  - تقدم مرد بر زن در آیین مسیحی |1387-4-22 09:16:15
رساله اول پولس به تیموتایوس باب دوم آیه ۱۱ :: زن با سکوت به کمال اطاعت تعلیم گیرد و زن را اجازت نمیدهم که تعلیم
دهد یا بر شوهر مسلط شود بلکه در سکوت بماند , زیرا که آدم اول ساخته شد و بعد حوا و آدم فریب نخورد بلکه زن فریب
خورده در تقصیر گرفتار شد اما به زاییدن رستگار خواهد شد , اگر در ایمان و محبت و قدوسیت و تقوی ثابت بمانند
Eghbali  - تقدم مرد بر زن در آیین مسیحی |1387-4-22 09:17:21
رساله اول پولس به قرنتیان باب ۱۴ آیه ۳۴ :: و زنان شما در کلیساها خاموش باشند زیرا ایشان را حرف زدن جایز نیست بلکه
اطاعت نمودن , چنانکه توراه نیز میگوید , اما اگر میخواهند چیزی بیاموزند در خانه از شوهران خود بپرسند چون زنانرا
در کلیسا حرف زدن قبیح است
Eghbali  - احکام غیر قابل اجرا در انجیل |1387-4-22 09:20:22
انجیل متی باب ۵ آیه ۳۲ :: من به شما میگویم هر کس بغیر علت زنا زن خود را از خود جدا کند باعث زنا کردن او میباشد , و
هر که زن مطلقه را نکاح کند زنا کرده است۹
Eghbali  - دوازده تعلیم حضرت بهاءالله |1387-4-22 09:51:53
ترک تعصبات - تحری حقیقت - تساوی حقوق رجال و نساء - وحدت اساس ادیان و مظاهر مقدس الهی - دین باید سبب الفت و محبت
باشد - لسان و خط واحد - وحدت عالم انسانی - تعلیم و تربیت عمومی - صلح عمومی و تاسیس محکمه کبری - تعدیل معیشت و
اقتصاد - نفثات روح القدس - دین باید مطابق علم و عقل باشد
Sangesari  - Tradition and ... |1387-4-24 15:24:35
ولی کسی نمیگوید که کهنه گرایی باید از بین برود



اقایان فقط در یک مورد از تساوی زن و مرد صحبت میکنند و انهم
موقع پرداخت صورت حساب هست

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."