| نجات |
| نوشته شده توسط دبیر | |||||
| ۰۱ مرداد ۱۳۸۷ | |||||
|
نجات دوستی می گفت پیكاسو در زمان جنگ جهانی، گل سرخ می كشیده و در پاسخِ منتقدین كه می گفتند این اثر منعكس كننده جامعه ات نیست، می گفته كه من دارم به جامعه انرژی می دهم. راستش، از میزان درستی این مطلب آگاه نیستم چون فقط آن را از دهان كسی شنیده ام؛ اما حتی اگر افسانه باشد، خیلی افسانه زیبایی است. در ایران، بی شمار مشكل وجود دارد. تن ایران، مریض است. اگر عده ای برایشان كافی باشد كه در ظاهر به كسی آسیبی نزنند، اگر عده ای دیگر به دنبال پیشرفت شخصی و آسایش بوده و در نهایت از ایران بروند، اگر عده ای ناامید و خسته و زخم خورده باشند، اگر تنها اندكی از مردم، گاهی، به اصلاحات كوچك فكر كنند، و اگر فقط عده ای انگشت شمار خود را وقف نجات ایران نمایند، نمی گویم چیزی عوض نمی شود، اما تعداد بیشتری قربانی، فدا خواهند شد تا زمانی كه این بیمار، شفا یابد و سرپا بایستد. نجات ما، در اتحاد، امید، و خدمت است. اتحاد این است كه اگر حتی یك نفر زرتشتی یا مسیحی كوچك ترین آزاری دید، صد نفر شیعه به هواداری او به مجلس، نامه بنویسند. اتحاد این است كه اگر به جامعه بهائی تهمت می زنند، جامعه شیعه كه بهائیانِ خیرخواه زیادی در اطراف خود می شناسد، در جواب تهمت ها صدها مقاله بنویسد. اتحاد این است كه اگر كُردها در زندان به انواع آزارها شكنجه می شوند، شیعیان به هواخواهی برخاسته و احقاق حق كنند. تا وقتی احقاق حق از طرف افرادِ جامعه ی ستمدیده باشد، به راحتی خاموش می شود. همچنین تا وقتی كه هواخواهی جامعه شیعه، از اقلیت های تحت فشار، توسط چند نفر انگشت شمار انجام گیرد، خاموش كردن آنها هم آسان است. اما اگر گروه بزرگی از شیعیان به هواخواهی بلند شوند، كه به عقیده من باید زكات اكثریت بودن خود را بدهند و از اقلیت های بی دفاع حمایت كنند، هیچ قدرتی نمی تواند چندین هزار یا چندین میلیون نفر را خاموش كند. امید این است كه در بندِ رسمیتِ خودم و اقداماتم نباشم. خود را بپرورم، تولید كنم و برای كسانی كه مشتاق اند عرضه نمایم. می خواهد فعالیت من تئاتری باشد كه مجوز نگرفته، كتابی باشد كه حق چاپ ندارد، یا طرحی است كه در دانشگاه پذیرفته نشده، "از پای ننشینم" ، و در كنار فعالیت های غیر رسمی، برای رسمیت یافتن فعالیتم هم تلاش كنم. امید این است كه به جای این كه از ایران بخواهم كه به من امكانات بدهد، به این فكر كنم كه من به ایران امكاناتِ تازه ای ببخشم. امید این است كه اگر در جواب خوبی هایم، بدی دیدم، با عالم و آدم قهر نكنم و دست از خوبی كردن نكشم. خدمت این است كه هر لحظه به این فكر كنم كه، در این لحظه به چه كسی می توانم دوستی ام را نشان دهم. نگویم در سال جدید آرزوی خوشبختی همه شیعیان را دارم. آرزوی خوشبختی هر موجود زنده ای را داشته باشم. خدمت این است كه بگویم در سال جدید خدا كمك كند تا حقِ نا حق شده ای را به صاحبش برگردانم. خدا كمك كند تا سهمم در نجات ایران را ادا كنم. خدمت این است كه هرچه بلدم به دیگران یاد بدهم. خدمت این است كه تا توان دارم برای كسانی كه كار ندارند، كار پیدا كنم. خدمت این است كه در كنار خودم به دیگران هم بیندیشم. و نه فقط بیندیشم، كه همان قدر كه با تمام وجود برای سعادت خودم تلاش می كنم، برای خوشبختی دیگران هم از جان و دل مایه گذارم. خدمت این است كه در كنارِ تشویق فرزندم به پول در آوردن، او را در خدمت كردن هم تشویق كنم. خدمت این است كه تا كسی حرف از خدمت زد، او را به سخره نگیرم و جو زده اش ننامم. نجات من در اتحاد، نه در برابر دشمنان، كه حتی اتحاد با دشمنان است. اگر من به آنها نگویم دشمن، اگر من نیت پاكم را به آنها نشان دهم، اگر با آنها ریا نكنم، دشمنی نمی ماند. دشمن كیست؟ دشمن هم مانند من انسانی است كه درد می كشد و برای عزیزانش عزیز است و نیازمندِ كمكِ من. نجات ما در اتحاد و امید است. نه امید پوچ و ساده لوحانه، بلكه امید به این كه وقتی ما همه با هم متحدیم، هیچ نیرویی نمی تواند نجات ما را به تاخیر بیندازد. نجات ما در اتحاد و امید و خدمت است. اگر با همیم، اگر امیدواریم، پس هدفی جز خدمت به همنوع، نمی توانیم برای خود تعریف كنیم. در مورد این ها با دوستانتان حرف بزنید. راه های تازه تری برای اتحاد و امید و خدمت و البته نجات بیابید و آنها را عملی كنید. چه كسی باور می كند كه سیلی كه می آید و می شكند و داغ بر دل ها می گذارد، نیرویش را مرهون قطرات است. سال ها بعد هم كه ایران و همه مردم دنیا از مشكلات امروز نجات یافتیم، هیچ كس باور نمی كند كه همین افكار و كارهای كوچك ما بود كه دنیایی را دوباره ساخت. تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|