چرا دولت جمهوری اسلامی ایران بهائیان ر...
۰۲ فروردين ۱۳۸۵

چرا دولت جمهوری اسلامی ایران بهائیان را مورد آزار و اذیت قرار می دهد؟

 

·        دولت جمهوری اسلامی برای مبارزه فکری و عقیدتی با دیانت بهائی مصمم است از بحث مستقیم بگریزد و ناچارا اتهامات سیاسی را دست آویزی برای سرکوب بهائیان کرده است.

 

·        دولت جمهوری اسلامی بیش از 25 سال است تمام اسناد ، آرشیوها و بایگانی ها و مخابرات جامعهء بهائی را در دست دارد.

 

·        دریغ از یک سند و مدرک که ارتباطی بین دیانت بهائی و صهیونیسم و امپریالیسم و غیره را نشان دهد.

 

 بدون تردید مهم ترین دلیل مبارزه مسلمانان با بهائیان از جنبه اعتقادی است. بهائیان اسلام را آخرین دین نمی دانند و همین ادعای بزرگ ، انحصار حقانیت را از دست مسلمانان می گیرد و مسلمین که طبق دستورات دینی خود ، می توانند به آزار دگر اندیشان اقدام کنند ، نه تنها اذیت کردن بهائیان را مذموم نمی دانند ، بلکه برخی آنرا ثواب نیز می شمارند. در این صورت ، کاملا طبیعی است که در ایران ، بهائیان نه فقط از داشتن آزادی برای تبلیغ آیین خود محروم باشند ، که حق برگزاری مراسم درون دینی خود را نیز نداشته باشند.

 

اینک که حکومت اسلامی نیز هست ، منطقی خواهد بود اگر ببینیم که فشارهای وارده بر جامعه بهای ، صد چندان شده است.  دو مواجهه در رودررویی جمهوری اسلامی نسبت به بهائیان می بینیم. یکی در سالیان اول انقلاب و دیگر در سال های اخیر( حدودا پس از رحلت آیت الله خمینی). در مرحلهء نخست ، این مبارزه و اذیت وجهه اعتقادی داشت. بسیاری از مسؤولان جدید کشور بدون آن که هیچ گونه اطلاعی از آیین بهائی داشته باشند ؛ بهائیان را کافر ، جاسوس و خائن می دانستند و بر اساس همین اندیشهء نادرست ، در نابودی دیانت بهائی و افراد بهائی می کوشیدند. مسأله مهم این جا است که وقتی چیزی در هیأت یک اجتماع تبدیل به اعتقاد شد ، دیگر پیدا کردن دلیل و حجت برای اثبات درستی آن اعتقاد اهمیت پیدا نمی کند. هیچ کس در آن زمان نمی خواست بپرسد که آیا بهائیان واقعا جاسوس بوده اند یا خیر. این اعتقاد راسخ آنان بود. وقتی انقلاب شد ، هیجان اسلام خواهی مردم و مهم تر از آن اندیشه حق مطلق بودن ، باعث شد که وجوهی از کارکردهای رژیم جدید در آزار بهائیان جلوه کند.

اما امروزه مبارزه جمهوری اسلامی با بهائیان دیگر بر اساس اعتقادات بی مایه نیست ، بلکه نوع مبارزه بیشتر رنگ سیاسی دارد و سیاستی است برای حفظ رژیم در بعد مذهبی. گر چه هنوز در مطبوعات و کتاب های تاریخی ، وجوه سخن های بی مایه علیه بهائیان کماکان بر روش سابق است ، اما مسؤولان حکومت دیگر می دانند که بهائیان جاسوس نبوده اند و کاری به کار سیاست نداشته اند. به وجود آمدن این حس در آنان ، نبوده مگر خون های بی گناهی که ریخته شد ، آرامشی که بهائیان از خود نشان دادند و همچنین فشارهای خارجی و نداشتن همان دلایلی که قبلا اعتقاد بود و حالا می بایست برای حقوق بشر توضیح داده می شد. یقینا توضیح برای مراجع ناظر حقوق بشر نه بر اساس توهم که می بایست بر اساس دلیل باشد و اینان چون دلیلی نداشتند ، شاید به مواضع اشتباه خود پی برده و در دستگیری های اخیر به آن اشتباهات اقرار هم کرده اند.  

در این صورت امروزه مبارزه با بهائیان برای این است که می دانند اگر بهائی آزاد باشد ، حرف برای زدن دارد و این حرف زدن ، و مطرح کردن تعالیم بهائی برای آیندهء ایران بر اساس همین سیاست است که بهائی برای کسب نکردن تحصیلات عالیه و ماندن در چنبره خاموشی ، باید به دانشگاه نرود و تماسی با جامعه نداشته باشد.

کاملا مشخص است که امروزه سیاست مبارزه با بهائیان در بعدهای فرهنگی/سیاسی/ مذهبی ، با هدف بایکوت و بی حرکت ساختن جامعه بهائی صورت می گیرد تا بهائیان از درون تهی شوند و این نیز خیال باطلی است ، چه که آیین بهائی اگر در 140 سال قبل کاملا وابسته به بهائیان ایران بود ، امروزه دیگر بهائیان ایران ، تنها جزئی کوچک از جامعه جهانی بهائی اند. اگر بهائیان در قتل عام های دوره قاجار محفوظ ماندند ، باید گفت که مبارزه کنونی رژیم جمهوری اسلامی با بهائیان ، قبل از طرح ریزی ، شکست خورده است.

 

نقشه و یا الگوی بهائی برای ایران چیست؟

 

·        دیانت بهائی حکومت مردم سالار و مشروطهء پارلمانی را توصیه می کند.

 

·        پیشرفت و ترقی ایران و رفاه مردم ایران در تمام ابعاد و جنبه های ممکن از اولویت های جامعهء جهانی بهائی است.

 

مدل بهائیان برای همه کشورها بر اساس همان تفکر جهانی باشد که در تعالیم بهائی وجود دارد و ایران و غیر ایران در آن تفاوتی نکند. حضرت بهاءالله برای همهء کشورها مدل حکومتی مشروطه پارلمانی را توصیه فرموده اند. صرف نظر از نظام سیاسی حاکم بر ایران بهائیان خدمت به ایران و ایرانیان را وظیفهء خود می دانند. 

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
میهمان |1385-3-21 08:06:37
دلیل اذیت و ازار بهائیان توسط حکومت ایران همان دلیل اذیت و ازار مسلمین توسط قریش و اذیت و ازار مسیحیان اولیه
توسط علمای یهود و اذیت و ازار یهودیان توسط فرعونیان میباشد
میهمان  - حقیقت جو |1385-2-26 22:36:09
چرا دولت جمهوری اسلامی ایران بهائیان را مورد آزار و اذیت
قرار می دهد؟
در این خصوص چون احکام دین بهائی نقض
شریعت اسلام نموده و اصولا و شرعا اسلام وجود دیانت های دیگر را بر نمی تابد و با توجه به اینکه بهائیان تنها دینی
نیستند که مورد غضب شریعت محمدی قرار گرفته اند بایستی تعجب نمودوشکر گذار بود که دولت جمهوری اسلامی هنوز وجود
غیر مسلمانان را در این دولت و مملکت تحمل می کند. با سپاس فراوان




میهمان  - ممنون از محبت حقیقت جو |1385-2-26 22:55:28
دکتر حقیقت جو
کمی کوتاه بیا. حالا بهائیان باید شکرگذاری کنند که هنوز بهائیان را تحمل می کنند! تحمل یعنی به
دانشگاه راه دادن و کار دولتی دادن و بازنشستگی مردم را نخوردن و نکشتن و حبس نکردن بیمورد و... مثلا نجاشی حاکم
حبشه به مسلمین متواری محبت کرد گرچه مسیحیت "شرعا وجود دیانتهای دیگر را بر نمی تابد". مگر عمل نجاشی پسندیده
نبود؟ چرا مسلمین از او یاد نمی گیرند؟ و در ثانی تقصیر بهائیان نیست که شرع اسلام نقض شده. خداوند خواسته و در قرآن
هم فرموده که از میان مسلمین به آنها رسول با آیات می فرستد. در بهارالانوار در علامات ظهور قائم از امام باقر به
ابی بصیر نیز داریم "و نیز فرمود که قائم (ع) بامر تازه و کتاب تازه و سنت و با حکم شدید بر سر عربها قیام می کند."
(بهار الانوار 13:512-3 ) پس امام فرموده با کتاب و دین تازه قیام می کند و اگر جمهوری اسلامی شکایتی دارد به خداوند و
ائمه اعتراض کند نه اینکه خون بینوایان را بریزد. سنگین تر است حاکمیت ایران با شیوهء نجاشی با بهائیان رفتار کند
تا لااقل نام خوبی ...بگذریم.
میهمان  - نقد حقیقت جو |1385-2-27 12:59:15
نقد حقیقت جو
کسی که نام خود را حقیقت جو می گذارد پایمال ساختن حقوق انسانی و مدنی بهائیان هموطنش را موجه می
پندارد زیرا که آئین بهائی مدعی آن است که احکام اسلام که برای زمانش کامل و عالی بود دیگر در این زمان قابل اجرا
نیست. همین جمله نشان می دهد که این نویسنده، حقیقت ستیز است و نه حقیقت جو. هر دارای خردی می داند که حقیقت را می
توان تنها در شرایط آزادی عقیده و گفتمان دریافت. به عبارت دیگر این خفقان گروههای دیگر بخاطر آنکه عقیده دینی
متفاوتی دارند و حذف امکان بحث آزاد در مورد قابلیت اجرایی آموزه های اسلام است که دشمن حقیقت است و عدالت را فدای
زور و جهالت می کند و خواهان عقب افتادگی ایران است. اما سخن شما با حقیقت اسلام هم در تناقض است. از آیاتی نظیر لا
اکراه فی الدین بگذریم. اما اگر تبعیض و ستم در حق مومنان آئین جدید توسط پیروان دین گذشته کار اخلاقی و درستی است
در ان صورت همه اعتراضات قران کریم به اهل کتاب هم نادرست و غیر اخلاقی است. آن "حقیقت جویان" هم همان طور فکر
می کردند که شما فکر می کنید ولی خداوند پندار و کردار آنان را ظلم و ضلالت دانست. از آن گذشته اگر نسخ احکام اسلام
جرم است در آن صورت اولین مجرم، خود اسلام و قران و خضرت محمد است که بارها احکام قران را منسوخ ساخت. وقتی قبله
اسلامی توسط حضرت محمد نسخ گردید واکنش قران این نبود که آنان را که به این نسخ اعتراض کردند ستایش کند بلکه آنان
را نادان و واپس گرا معرفی نمود. جرم ما بهائیان هم همان جرمی است که موسی و مسیح و محمد و هر پیامبر سنت شکنی انجام
داد. کار شما هم همان کاری است که فرعونهای زمین به آن افتخار می کردند. اما دوست حقیقت جو، سخن شما بزرگترین اثبات
این حقیقت است که دوران اسلام بسر امده است و باید دیانت نوینی به وحی الهی آمده باشد. علت این مطلب این است که یا
حرف شما –که متاسفانه حرف اکثریت سران مذهبی اسلام هم هست- با اسلام راستین تضاد دارد یا نه. اگر تضاد دارد این
ثابت می کند که از اسلام راستین جز اسم و رسمی باقی نمانده است و اسلام به تعبیر نادرست شما عامل انحطاط انسان و دین
و اسلام راستین شده است که در این صورت باید خداوند حقیقت اسلام را دوباره تجدید کند و وحی نوینی را ارائه دهد. و
اگر هم که حرف شما با احکام راستین اسلام هماهنگ است در ان صورت اثبات می گردد که دوران احکام اسلام بسر امده است
زیرا که این احکام دیگر با نیاز زمان و فرهنگ مترقی و مبتنی بر اصول حقوق بشر و عدالت و حقیقت و آزادی عقیده و
بردباری نمی خواند و در نتیجه اسلام یا باید توسط وحی نوینی نسخ شود یا آنکه اسلام را باید به این تعبیر شما دشمن
انسان و حقیقت و ایران دانست. در ضمن بگویم که سخن شما بیانگر این واقعیت تلخ است که شما و دیگر "حقیقت جویان"
هنوز به مراحل ابتدائی رشد اخلاقی نرسیده اید زیرا رشد اخلاق به این معناست که یک آدم آنچه را که بر خود نمی پسندد
بر دیگران مپسندد. شمائی که به یک مسیحی یا آدم بی دینی که چون اسلام را قبول ندارد به تمسخر و کارتون سازی می
پردازد هزار اعتراض می کنی و کار اورا ضد انسانیت و اخلاق می شماری، و شمائی که به اسرائیلیانی که اسلام را ناسخ
تورات می دانند اعتراض می کنی که حقوق مسلمانان را رعایت نمی کنند چرا خودت و قانون کشورت همان کار را در مورد
بهائیان انجام می دهی و در مورد ان احساس شرم هم نمی کنی؟ علتش اینستکه شما را از کودکی چنان شستشوی مغزی کرده اند
که توانائی اندیشیدن را از شما سلب کرده اند گویا که خداوند مهری بر چشم و گوشت زده است ودر نتیجه جز خودت هیچ چیز و
هیچ کس دیگر را نمی توانی ببینی و در این گرداب نارسیسیزم و خودشیفتگی بهمراه فرعونها و یزیدها سرمست باده غرور و
نادانی و تباه اندیشی بوده و می باشی. به امید رهایی از دام مردم آزاری خودشیفتگان.
میهمان |1385-2-30 11:45:39
حقیقت جو با درود
من حقیقت جو بدون پیشوند و پسوند مثل هر ایرانی و شاید انسان های دیگری که در پی هویت مخدوش و نا
معلومشان در این جهان در پی جواب چرا هایی می گردند که زمانه پیش رویشان گذاشته، دوست بهائیم پیشنهاد کرد چون همه
چرا های تو را نمی توانم پاسخ دهم و در ضمن شاید سوال خیلی از ایرانیان دیگر هم باشد سایت نگاه را معرفی کرد.
دو تا
سوال در همین سایت طرح کردم به این امید که شمعی دراین تاریکی روشن شود و مقصود را حاصل نماید لیکن تا این لحظه
صبوری کن صبوری را زمزمه می کنم.
متعصفانه در هر دو مورد جوابی دریافت نشد. در حین جستجو بودم به این سوال که خودتان
طرح کرده بودید برخوردم.
چرا دولت جمهوری اسلامی ایران بهائیان را مورد آزار و اذیت قرار می دهد؟ من حقیر نظر خودم
را گفتم. اما چنین واکنشی از آنجا که با جامعه شما آشنایی دارم کمی غیرمنتظره بود. می گویم کمی چون در طی این ۱۴۰۰
سال فرهنگ پرخاش و خشونت آنچنان در رگ و پی روح و روانمان نفوذ کرده که فرهنگ جدید ۱۶۰ ساله اگر زهر دادند شما شکر
دهید هنوز موفق نشده از التهاب آن بکاهد. باری
گفتم علت آزار و عزیت بهائیان از طرف جمهوری اسلامی یکی نقض شریعت
اسلام بوده که در قسمت نقد حقیقت جو شما هم آنرا تایید کردید. در ادامه از شریعت اسلام نام بردم که دیانت های دیگر
(اهل کتابت) را برنمی تابد و در نهایت با مستولی شدن اسلام بر دیگر ممالک چون ایران آنقدر کشتند و آزار و اذیت کردند
و فراری دادند تا این دسته گلی که امروز از آن باقی مانده هیچ احدی دیگر حاضر نیست آنرا استشمام نماید. اما این ته
مانده غیر مسلمانان ایرانی باید شکر گذار ودعا گو باشند که شمشیر محمدی که دیگر کٌند شده واحمدی نژادها دوباره در
حال تیز کردن آن هستند انشاالله در غلاف بماند. . از اهل کتاب که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده.... وبدین حق (
وآئین اسلام)نمیگروند قتال و کارزار کنید تا آنگاه که با ذلت وتواضع به اسلام جزیه دهند. آیه ۹ سوره .۲۸
به این
ترتیب این حقیراز ته چاهی فریاد می کشد که خودیها (مسلمانان) نا خودیها (غیر مسلمانان)را در آن انداخته اند. من
دراین قهربه دنبال همصدایی هستم که از او بپرسم چرا اینطور شد؟
هموطن عزیز، شما خود بهتر می دانید آزار و اذیت
مسلمانان بر غیر مسلمین پس از برپایی جمهوری اسلامی شروع نشد بلکه این فیض الهی که از ۱۶۰ سال پیش مشمول حال
بهائیان هم گشته به ۱۴ قرن پیش بر میگردد که بخصوص در ایران از حکومت خلفای عباسی شروع و تا خامنه ای به اشکال مختلف
قوه به فعل بوده است. این دین تحمیلی وثمرهء آن شجردر طی این ۱۴ قرن همین میوه ای است که به دهان همه مزه زهر مارش بر
ملا گشته. فرق آن در زمانی که زرتشتی و یهودی کشی رسم بود با الان این هست که در آن زمان میکشتند و غارت میکردند اما
فریاد رسی نبود اما در این زمان از برکت روزنامه و رایو و اینترنت و غیرو همه خبردار می شوند. آدم می تواند به جولان
گاه مسیحیان (غرب) مشرک پناهنده شود. خدا را شکر که اینها اسلام نیاوردند و الا ما هم همچون اجدادمان(زرتشتیان)
مجبور بودیم به هند فقیر فرار کنیم. هموطن گرامی (کاربر مهمان) مثال نجاشی حاکم حبشه رابه عنوان الگویی برای جمهوری
اسلامی می آورد قافل از اینکه شریعت نصاری با شریعت محمدی فرق کلی دارد یکی آئینی محبت و بردباری را اشاعه داد آن
دیگری راه تسلط و چپاول را شرعی نمود.
ای کسانی که ایمان آورده اید محققاً بدانید که مشرکان نجس و پلیدند....آیه ۹
سوره ۲۷. اوست خدائی که رسول خود (محمد مصطفی ص) را به دین حق بهدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان علم تسلط و برتری دهد
هر چند مشرکان و کافران ناراضی و مخالف باشند. آیه ۹ سوره ۳۳ آری دوست عزیز این دستمزد قران به نجاشی ها بود. کاربر
مهمان باز هم به درستی نشان داد وقتی که نوشت (علتش اینستکه شما را از کودکی چنان شستشوی مغزی کرده اند که توانائی
اندیشیدن را از شما سلب کرده اند گویا که خداوند مهری بر چشم و گوشت زده است ودر نتیجه جز خودت هیچ چیز و هیچ کس دیگر
را نمی توانی ببینی ...) با این تفاوت که کاربر مهمان یا از گفتن این حقیقت که کرم از خود درخت است تفره می رود(حکمت)
ویا تاریخ برای شما از ۱۶۰ سال پیش شروع شده. در هر روی با تواضع و فروتنی خواهشمندم جواب این دو سوال را مرقوم
فرمایید. با آرزوی موفقیت
۱- آیا بهائیان که خود را آئینی جهانی می شمرند آیا اسلام را هم آئینی جهانی می پندارند؟
۲- دیانت مسیح تجدیدی بود بر دیانت موسی. دیانت اسلام تجدید چه دیانتی می باشد؟


میهمان  - عذر خواهی از حقیقت جو |1385-2-30 14:29:51
دوست عزیز حقیقت جو. در نوشته قبلی ام از ظاهر نوشته شما- که به نظر می امد از ستم و تبعیض مذهبی دفاع می کند- انتقاد
کردم. با توضیح شما متوجه شدم که شما در واقع آن نظر را بیان می کنید تا به شکل طنز سخافت آن را بیان دارید. در نتیجه
از شما پوزش می طلبم. اما همانطور که می دانید متاسفانه بسیاری از دشمنان حقوق بشر آن منطق ممسوخ و ضد انسانی را
بدون اندیشه می پذیرند و نوشته قبلی در ارتباط با آن منطق مطرح است. امیدواریم که در آینده نزدیک همه ایرانیان
خویشتن را برادر و خواهر یکدیگر دانسته و بجای تفرقه و دشمنی و تکفیر یکدیگر، یکپارچه به خدمت و پیشرفت ایران
بپردازند. تاریخ -و نه صدو شصت سال گذشته- آکنده از جور و ستم است. برای همین آئین بهائی آمد که برده داری و
نژادپرستی و نابردباری دینی و مردسالاری و دیگر مظاهر خشونت و جفا را از میان ببرد. این کار در گذشته امکان نداشت
زیرا قوانین ادیان بر اساس مرحله رشد فکری تاریخ و جامعه مشروط و محدود می گردد و در نتیجه اگرچه حقیقت همه ادیان
یکی است و آن وحدت و تقدس بشر است اما ظهور این حقیقت به شکل تدریجی در طول تاریخ ادیان انچام شده است. از همین روست
که ادیان در زمان خود و برای جامعه خود پیشرو می باشند زیرا یک قدم بشر را به حقیقت نزدیکتر می کنند اما به همین
دلیل هیچ دینی نمی تواند آخرین دین باشد، و در این زمان نیز تنها شریعتی که به پیشرفت و نه پس رفت جامعه منجر می شود
ان است که دعوتی به آشتی و صلح و برابری و بردباری باشد. هدف گفتمان بهائی دامن زدن به نفرت و جنگ مذهبی نیست. همه
ادیان برای ما محترمند و احکامشان در زمان خود و برای قوم خودشان مترقی در عین حال که اکنون آن احکام دیگر قابل
اجرا نیستند. هیچ دینی برده داری را تحریم نکرد و هیچ دینی برابری زن و مرد را قانون خود نساخت اما همه ادیان به
تدریج در این جهت حرکت کردند. اما به فرموده حضرت بهاءالله "امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید." با
احترام فرهاد
میهمان |1385-3-2 18:57:22
درود بر فرهاد
اتفاقا نگرانی بحران های امروز که در صدر آن جمهوری اسلامی قرار دارد یکی از پر مشغله ترین بحث های
روشنفکران ، فرهنگ دوستان و صلح طلبان نه تنها در ایران بلکه همه سیاستمداران و نویسندگان جهان می باشد. حضرت
بهاالله بدرستی فرمودند که امروز را نگران باشید وهمچنین ایشان فرمودند هر دردی را درمانیست اما اول باید درد را
شناخت و بعد درمان کرد. شناختن یک درد هیچوقت به معنی ضدیت با درد نیست. همانطور که پژوهش و آزمایش در دانشگاه ها
برای شناختن اجزاء عنصر بیماری و چگونگی پیدایش وپیشرفت آن در کالبد انسان به معنی ضدیت با آن عناصر نیست. به این
ترتیب قصد من انداختن جنگ بین هفتاد و دو ملت نیست بلکه سعی در روشن نمودن مراحل خفت باری است که در این چرخ دوار
گرفتار آن هستیم بدون اینکه ضدیت با اسلام یا عرب ستیزی یا ملی گرا باشم. بیانم را با مثالی روشن می کنم. یکی از
ارکان مهم دین بهائی تربیت کودکان برای صلح عمومی می باشد.حال تصور نمایید در یک خانواده، والدین فرزند خود را از
همان اوان کودکی اندرز می دهند که با سیاه پوستان (مشرکین و اهل کتاب) همراز نشو و دوستی نگیر. از این بدتر اگر سیاه
پوستی را دیدی تا می توانی او را بزن (قتال) و اگر خواستی به او رحم کنی حد اقل مبلغی باج (جزیه) از او بگیر و بدان که
ما سفید پوستان (مومنین) بر آنها برتری داریم. در عین حال این والدین سفید پوست برای پیشرفت درعلم و فنون فرزندشان
هیچگونه کوتاهی نمی کنند. بطوری که این فرزند از لحاظ اجتماعی و تحصییلی مدارج بالا را اخذ می نماید اما در عین حال
شخصی نژاد پرست و متنفر از سیاه پوستان از دیگر مشخصات شخصیتی او کاملا نمایان است. روزی با برخورد با یک سیاه پوست
بعد از یک مناقشه لفظی اسلحه خود را به طرف او گرفته و با خونسردی شلیک می کند. بعد از دستگیری او توسط پلیس،
کمیسیون جنائی تحقیق در چگونگی و علت این جنایت می نماید. در مراحه اول او این حادثه را تکذیب (تقیه) میکند اما
بلاخره اعتراف میکند که او شخص شلیک کننده بوده و علت آنرا تنفر از سیاه پوستان اعلام میکند. کمیسیون جنائی هم به
این نتیجه میرسد که شخص قاتل در خانواده ای نژادپرست رشد و نمو کرده و همین محرک این جنایت معرفی می شود. حال چرا
جمهوری اسلامی بهائیان را آزار و اذیت میکند، محرک وعلت اصلی را باید جستجو نمود ونه معلول را. جمهوری اسلامی
معلول همان شریعتی است که شما سعی در حقانیت آن دارید. بدون شک اگر والدین مثال بالا وانمود می کردند این نوع تربیت
نژاد پرستانه تنها یک روند تدریجی برای تکامل کمالات انسانی فرزندشان و درراه وحدانیت بشر بوده حتما باعث خنده
تلخ حضار در دادگاه می شد. وقتی برخورد ایرانیان با دیگر اقوام بطور مثال در زمان کورش را ملا حضه می کنیم که اولین
سنگ بنای منشور حقوق بشر در جهان را پایه گذاری کرد و بعد از آمدن اسلام به ایران و سیر تکامل تدریجی آن در این
مملکت به آنجا رسید که امروز یکی از پر نقض ترین کشورها در زمینه حقوق بشرمعروف همگان می باشد. این شاید به ذهن شما
یک ترقی درعوالم انسانی محسوب شود اما برای آزادی خواهان همان خنده تلخی است که گونه های خسته آنها را می
آزارد.
روانتان شاد. حقیقت جو
میهمان |1385-3-3 15:22:34
بنابراين مراكز توليد فكر و مديريت جامعه را بدست هر كسي نميتوان داد آنهم يك اقليت ناچيز ولي پر مدعا
این یکی از
نظریات حقیقت جو است در مورد دانشگاه رفتن جوانان بهایی است نظرات دیگر ایشان را که ادعای خوش نیتی هم در اینجا
دارند فرهاد خان میتواند در آیینه مطبوعات مطالعه بفرماییند تا متوجه بشوند چقدر ایشان طفلک مظلوم بیگناه واقعا
حقیقت جو هستند ۱۱۱۱۱۱
امیر |1385-9-8 10:22:20
حقیقت را تعریف کنید
هورا  - زیاده |1385-10-24 11:31:49
خیلی زیاده ولی لطفابا مفهوم تر بنویس :upset :?
pixar  - کوروش کبیر |1386-3-28 15:35:05
با سلام
نیاز به پاسخ این سوال دارم
آیا اسلام با کوروش کبیر و تمدن آن ضدیتی دارد
می شود آن را برای من میل
کنید .
خدانگهدار .
جدید  - مظلوم نمایی |1386-7-27 16:01:46
سلام همه میدانیم که بهائیت در ایران چکارا که نکرده و چه خونهایی که به دست این فرقه ریخته نشده.حالا اگر کمی
آزادگی به خرج بدیم و آزادانه نگاهی به فرقه شما داشته باشیم می بینیم که عبدبها از ملکه انگلیس نشان شجاعات می
گیرد این مدال برای چیست
یا اینکه برای تزار روس دعا میکن یا برای اسرائیل از درگاه خدا طلب پیروزی و آبادانی می
کند چرا اگر جاسوس یا جیره خوار استعمار نبود این چنین می کرد
ثالثا شما که این همه ادعا دارین چرا بیت العدلتون تو
اسرائیل چرا 9 تا صهیونیست برای شما تصمیم میگیرند
بهتر کمی تفکر وتحقیق کنید بعد تو اینترنت و جاهای دیگه مظلو
نمایی کنید

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."