نظر برخی از دانشمندان، بزرگان و مستشرقین عالم درباره دیانت بهائی
نوشته شده توسط دبیر
۲۹ مرداد ۱۳۸۷

نظر برخی از دانشمندان، بزرگان و مستشرقین عالم درباره دیانت بهائی

از زمان ظهور دیانت بهائی، بسیاری از دانشمندان، بزرگان، فضلای عالم و ارباب جراید اظهاراتی مبنی بر علو و کمال امر بهائی و تقدیس و تمجید تعالیم آن و ستایش عظمت مقام موسسین این آئین آسمانی نموده اند که برخی از آنها ذیلا نقل میشود:

علیا حضرت ماری ( LA Reine Marie Dowager ) ملکه رومانیا، مقالات متعددی در روزنامه های رومانی نگاشته، ایشان مینویسد: آئین بهائی منادی صلح و سلام است ... هیچ بابی را سد ننماید و هر سبیلی را مفتوح گذارد ... این تعالیم جوهرش وفاق است نه اختلاف، امید است نه قطع رجاء، مهر است نه بغضا... در این تعالیم مقدسه یک حقیقت مشخصه موجود است و بس و آن عشق و محبت است. عشق است که منشاء و مبدأ هر قوه ای بوده - موسس الفت بین ملل عالم و موجد حسن تفاهم در جامعه ملل و علت شناسائی یکدیگر و بالاخره محرک روح تعاون و تعاضد در بین افراد انسانی محسوب میشود ... پیام حضرت بهاءالله مانند نور عظیمی است که برای هدایت بشر قرن حاضر ظاهر گردیده، اینچنین خدا ما را بسوی مقدراتمان هدایت مینماید ... تعالیم بهائی به کسانی که طالب حقیقتند نور الهی و صلح و سلام و حسن تفاهم میبخشد... اگر نام حضرت بهاءالله یا حضرت عبدالبهاء به چشم یا بگوش شما خورد تعالیم آنها را از خود دور نسازید بلکه بلعکس در کتب آنها دقت نمائید و سعی نمائید که بیانات روح بخش و صلح انگیز آنها در قلبتان نفوذ نماید همچنان که در قلب من نیز نفوذ نموده اند ...".

ادوارد بنش (Benes.E ) رئیس جمهور چکوسلواکی (سابق) مینویسد: " من دیانت بهائی را بررسی نموده ام  و به هنگام نخستین کنگره نژاد ها در ژوئیه 1911 با بهائیان تماس گرفتم. تعالیم بهائی دارای نیروی زنده روحانی بوده مطابق با احتیاجات قرن حاضر نازل گردیده است تا روحانیت را در قلوب بشر وارد سازد و بدین وسیله بر نیروی مادی که با سرعت تمام به جامعه بشری هجوم کرده تفوق خواهد یافت. این دین یکی از بزرگترین نیروهای اخلاقی جامعه کنونی بوده -- تنها پناهی ایست که راه را برای تأسیسات صلح عمومی و حسن تفاهم بین المللی کاملا باز میسازد ...".

دکتر آگوست فورل ( August Forel) دانشمند حشره شناس نامدار سوئیسی و کارشناس بیماریهای روانی و اعصاب که تصویر او تا مدتها بر روی گرانبهاترین اسکناس سوئیس (یکهزار فرانکی) به نشانه احترام ملت و دولت سوئیس به این دانشمند بهائی بود، در وصیت نامه خود  Le Testament Du Docteur Forel مینویسد: " دیانت بهائی دینی است جهانی که به وسیله حضرت بهاءالله در ایران تأسیس گردیدهآئینی است الهی و کافل خیر و سعادت بشر ... منادی وحدت عالم انسان است ...  تعالیم بهائی اهل عالم را در سراسر کره ارض به وحدت و اتفاق و محبت و ائتلاف دعوت می نماید نوع بشر را از طبقات و نژادها و رنگهای مختلف متحد و بر روی زمین کوچک ما متّفق نموده است. آرزوی من این است که ترقی نماید و موجب سعادت عالم انسانی گردد".

کنت لئو تولستوی ( Tolstoy ) نویسنده و فیلسوف و رمان نویس شهیر روسی در جوابی به گابریل دوساسی ( Gabriel De Sassy ) مستشرق فرانسوی و عضو فرهنگستان فرانسه مینویسد: " دیانت بهائی از مدتها قبل مورد توجه من قرار گرفته و من معتقد شده ام که این دین آینده جامعه بشری است و دنیا را متحد خواهد نمود ... دیانت بهائی دارای فلسفه بسیار عمیق است که نسل حاضر از درک آن عاجز است ... تعلیمات بهائی روح این عصر و به مقتضای نیاز بشر پدید آمده است ...". و در نامه دیگر به عنوان فریدون خان وادلبکو در سال 1908 چنین مینویسد: " ... دیانت حضرت باب که منشاء آن از اسلام است بواسطه تعالیم حضرت بهاءالله تدریجا نشو و نما نمود و اینک بشکل بهترین و بی پیرایه ترین تعالیم دینی به ما ارزانی میشود".

ادموند پریوات ( Edmond Privat) نویسنده فرانسوی استاد دانشگاه ژنو در کتابی بنام دانش شرق

 ( La Sagesse De L'orient) مینگارد:  "در آن اوان که حضرت بهاءالله این دستورات را که عبارتند از تحریم جنگ – لزوم ایجاد یک زبان و یک حکومت جهانی به جامعه بشری داد ویلسون، رئیس جمهور آمریکا، اصول 12 گانه خود را از روی آنها تنظیم و به جامعه ملل آورد. نه دکتر زامنهوف در صدد تنظیم اصول اسپرانتو بود و نه کسی اسمی از حکومت بین المللی در دهان داشت ... دانشمندان بزرگ جهان چون اگوست فورل استاد علوم اجتماع به او گرویدند فورل وصیت نامه خود را خطاب به پسران خود نوشت و توصیه کرد که آنها هم بهائی شوند ..." .

کنت دو گوبینو ( Conte De Gobineau) فیلسوف فرانسوی و نویسنده زبر دست - سفیر فرانسه در ایران از سال 1860 تا 1869، در کتاب Les Religions Et Les Philosophies en Asia

 " فلسفه و ادیان در آسیا"، در صفحه 318 مینویسد: " ظهور حضرت باب مانند ظهور یحیی قبل از ظهور عیسی مسیح میباشد. من اقرار میکنم هرگاه در اروپا یک دین از نوع همین دیانت باب با تمام شرایط روحانیش مانند ایمان پاک و بی آلایش، شوق خدمت به اجتماع، جرأت و اخلاص،  احترام و مخصوصا تأثیر نفوذ کلام، با موفقیت کامل بین طبقات اجتماع انتشار خواهد یافت. اگر من چنین دینی را در اروپا پیدا کنم بدون تردید اقرار میکنم که در مدت کوتاهی قدرت و سلطه بالاجبار نصیب پیروان آن خواهد گردید."

هلن کلر ( Helen Keller ) نویسنده و سخنران نامدار آمریکائی، پس از مطالعه کتاب "بهاءالله و عصر جدید" به خط نابینایان، چنین اظهار نظر نموده: " دیانت بهایی شایستگی دارد که حد اعلای توجه ما را به خود معطوف سازد... چه موضوعی اصیل تر و شایسته تر از اتحاد و امنیت ملت ها است... پیام صلح عمومی بهائی سرور قلبی ما را ایجاد می نماید. اشخاصی که با این پیام روحانی الهی مبارزه کنند یا به خیال خود بر ضد آن قیام نمایند، غافلند که هر قدم و عملی که برای مبارزه با نور خدا بر دارند، بیشتر در توسعه و نشر آن خواهند کوشید و خود سبب تبلیغ آن می گردند. زیرا این دین تأسیس الهی است و دارای نیروی زنده فعاله است که آسمان جدید و زمین جدید تولید نموده و در قلب هر فرد انسانی حس مقدس محبت و خدمت به نوع را ایجاد و سبب سرور و اطمینان قلبی می گردد".

فرانچسکو گابریلی ( Francesco Gabrielli) استاد دانشگاه روم در کتابی بنام " آزادی ادیان" به سال 1960 مینویسد: " دیانت بهائی که در نیمه دوم قرن 19 بوجود آمد دین بین المللی و مافوق بشری است که نه تنها در مشرق بلکه در تمام غرب به شکل غریبی انتشار یافته – اساس تعالیم آن بر روی اهداف بسیار عالی و روحانی قرار دارد که میخواهد انسان و اجتماع را به روحانیت برساند ... این دین در اکثر ممالک اروپا و آمریکا رسما از طرف دولتها شناخته شده و سازمان ملل هم آن را به رسمیت شناخته است".

تیسول دیوید ( Tyssul David ) نویسنده انگلیسی، استاد دانشگاه آکسفورد در کتابی بنام  " اتحاد ادیان" مینگارد: " دیانت بهائی راه خود را پیموده و خواهد پیمود زیرا این دین جزء مقتضیات زمان حاضر است و از این لحاظ دستورات آن ضروری است. تمام دانشمندانی که آن را مطالعه نموده اند گواهی میدهند که استقرار آن هادم خرافات و تعصبات و سبب تثبیت روح حقیقت است. دیانتی که وحدت عالم انسانی را تعلیم میدهد قطعا دیانتی است که برای اتحاد ادیان تشکیل گردیده است ...".

اسکرین ( Skrine ) نویسنده انگلیسی، در کتاب ( The Bahai Faith is the Religion of Love )   " بهائیت دیانت محبت است " مینگارد: " تعالیم حضرت بهاءالله روح این عصر و نور قرن حاضر میباشد. دیانت بهائی در جسم مرده عالم نفوذ خواهد نمود و مانند شریانی که خون تازه به قلب برساند قلب عالم انسانی را زنده کرده و در پنج قاره جهان تأثیر خواهد نمود ...". 

هیپولیت دریفوس ( Hippolyte Dreyfus ) وکیل دادگستری فرانسوی در محاکمات استینافی پاریس که در مجله (اتحاد، unite'L ) سال 1924 شماره 26 درج شده مقاله ای مینویسد: " خیلی کم از ادیان مانند دین بهائی شایسته عطف توجه دانشمندانی میباشند که همّ خود را مصروف آینده بشریت مینمایند زیرا بهائیت دارای نیروی نافذه الهی است که از طرف مؤسس این دیانت حضرت بهاءالله به آن داده شده  و تعالیمش بدون هیچگونه طرفداری شامل اصول اجتماعی کامل و نافذی است که عموم افراد انسان را بدون در نظر داشتن نژاد، مذهب، رنگ و اختلافات طبقاتی شامل می گردد ...". 

دار مستتر ( Darmesteter ) زبان شناس و کارشناس خطوط اوستا و کتابهای میخی زرتشتی استاد تاریخ در کالج " دو فرانس"، در کتابی بنام " صنایع مستظرفه در ایران" مینویسد: " دیانت بهائی که توسط حضرت باب و بهاءالله تأسیس گردیده اساسش روی نبوات کتب مقدسه الهیه است ... اگر ایران و دنیا باید تجدید حیوة نمایند فقط از راه این دین صورت خواهد گرفت ...".

ژولیت تامسون (onsJuliette Thom ) در کتاب خود بنام " عبدالبهاء" مینویسد: روزولت رئیس جمهور آمریکا حضرت عبدالبهاء را در ایامی که در شهر نیویورک بودند دعوت نمود تا از تعالیم بهائی اطلاع یابد ... پس از خاتمه آن جلسه که با حضور عده ای از رجال و دانشمندان آمریکا منعقد شده بود همین که حضرت عبدالبهاء از کاخ سفید خارج می شدند مخبرین جراید دورایشان را گرفته سؤال کردند: منظور از مسافرت شما به آمریکا چیست؟ حضرت عبدالبهاء پاسخ دادند: اسقرار صلح بین المللی در جهان. در مدت اقامت ایشان در نیویورک الکساندر گراهام بل دانشمند معروف و مخترع تلفن او را به منزل خود دعوت نموده تا در جلسه دانشمندان حاضر گردند. پس از اتمام جلسه یکی از حضار به مخبر جریده نیویورک تایمز گفت: تعلیمات بهائی بدون هیچ شک اقوام و ملل جهانرا متحد خواهد نمود زیرا حقیقت کامل میباشد ...". 

استانوودکوب ( Stanwood Cobb ) دانشمند آمریکائی و کارشناس تعلیم و تربیت کودکان در کتابی بنام   " امنیت دنیای رو به زوال " مینویسد: " حضرت بهاءالله به سال 1867 از زندان عکا الواحی به تمام سلاطین جهان فرستاده و آینده آنها را اخبار کرد که قیام نمایند و صلح بین المللی و تمدن جهانی را تأسیس نمایند. در همین الواح لزوم وجود سازمان ملل را اخبار فرموده اند ... ویلسون رئیس جمهوری آمریکا که مقدر شده بود مؤسس سازمان ملل باشد این الواح را مورد مطالعه قرار داد و برنامه صلحی که پیشنهاد نمود از روی آنها تنظیم شده ...".

آرتور کریستنسن ( Arthur Christensen ) مستشرق و پرفسور فلسفه در دانشگاه کپنهاک دانمارک و عضو فرهنگستان شاهی این کشور در کتاب " ایران قدیم و جدید " مینویسد: " بهترین هدیه ای که ایران کنونی به جامعه انسانی تقدیم نمود دیانت بهائی است که مؤسس آن حضرت بهاءالله میباشد".

بنجامین جوت ( Benjamin Jewett ) استاد دانشگاه آکسفورد، معلم بالیول و مترجم کتاب افلاطون، بر اثر مطالعه دیانت بهائی چنان مشتعل گردید که در کتاب ( زندگی شجاعانه) مینویسد: " دیانت بهائی روز به روز توسعه یافته و آینده بشر را به سعادت و تکامل خواهد رسانید ...".

رومن رولاند ( Romain Rolland ) بزرگترین نویسنده فرانسوی دارای جایزه نوبل سال 1916 که از مدافعین جدی و فعال صلح بوده است در کتابی بنام " پیامبر بهائی"( i'La Prophete Baha ) مینویسد: " من زندگی و فداکاری های حضرات باب و بهاءالله را برای جامعه بشریت خوانده ام و مستغرق دریای تعجب گردیده به عظمت وجودشان پی برده ام".

ویلیامز جکسون (Williams Jackson ) دانشمند آمریکائی نویسنده کتاب " ایران گذشته و کنونی"

   The Ancient and New Persia در یک قسمت این کتاب نوشته: “همانطور که ایران قدیم زردشت و مانی و میترا را به جهان داد ایران کنونی حضرت باب و حضرت بهاءالله را به جهانیان داده. گرچه دولت و ملت ایران از روی جهالت حضرت باب را تیر باران و بابیان را به وضع فجیعی قتل عام نمودند و حضرت بهاءالله را تبعید و آواره کشورهای دیگر کردند معذلک اکنون میلیونها نفر در پنج قطعه عالم به دین بهائی گرویده و برای بزرگی نام حضرت بهاءالله معابد بزرگ ساخته اند. یکی از آنها در آمریکا در کنار دریاچه میشیگان ساخته شده بنام معبد نور نامیده شده ... آیا این نفوذ کلام دلیل بر حقانیت نیست؟ "

ارنست رنان (Ernest Renan ) زبان شناس و مورخ فرانسوی و عضو آکادمی و پرفسور زبان عبری در کالج دو فرانس، در کتابی بنام " زندگی مسیح" La Vie De Jesus  مینویسد: " در زمان آخر هنگامی که دوره امتحانات الهی به آخر رسید بهشت حقیقی که ظهور موعود کلی خداست صورت خواهد گرفت. مومنین به این ظهور بسیار صاف و پاکدل میباشند ... یک ملت – یک زبان – یک قانون و یک دولت جهانی در سایه دستورات این دین بوجود آمده. اختلافات و تعصبات را از میان بر خواهد داشت. این تأسیسات جهانی بوسیله دو پیغمبر ایرانی حضرت باب و حضرت بهاءالله تأسیس و تمدن تازه بوجود خواهد آمد ...".

گرینوسکایا ( Grinevskaya) نویسنده روسی که پس از مسافرت به فلسطین و عکا حضرت عبدالبهاء را شناخت در مراجعت دو کتاب نوشت: یکی " از پطروگراد تا عکا" و دیگری " باب و طاهره". کتاب دوم به شکل پیش اپرا نوشته شده و کمپوزیتور معروف روس اورلوف Orlov)) آن را بازی کرده و روزنامه ها مقالات متعدد در شرح و بسط آن منتشر نمودند (تولستوی از خواندن این روزنامه ها با دیانت بابی و بهائی آشنا شد). گرینوسکایا مینویسد: " پیشگوئی های حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء که راجع به وضع فعلی جهان نوشته اند ثابت می نمایند که این آئین از طرف خدا بوده و دستورات آنها برای بهبود و ترقی اجتماع بشری است ...".

جرج فوت مور ( George Foot More) فیلسوف و عالم الهیات آمریکائی که مدتها استاد دانشگاه هاروارد بوده در کتابی بنام " تاریخ ادیان" مینویسد: " زرتشت در دینکرد وعده داده بود که ملکوت خدا با دست عظمت و جلال بیهمتا در زمین مستقر خواهد شد. حضرت بهاءالله در سال 1863 خود را بنام رجعت زرتشت به عالمیان معرفی نمود و اظهار داشت که مأموریتش استقرار ملکوت خدا بر زمین میباشد. دیانت بهائی دینی است جهانی و طرفدارانش از مخالفان سر سخت جنگ و بیسوادی و فقر و عقب افتادگی میباشند. بهائیان برای استقرار صلح بین المللی و با سواد کردن بیسوادان در کشورهای در حال رشد زحمت بسیار میکشند. هر کجا بهائیان راه میابند مدارس ابتدائی تأسیس مینمایند و خواندن و نوشتن را به بومیان یاد می دهند ...".

پروبست ( Probst) پزشک فرانسوی و استاد دانشکده علوم اجتماعی در روزنامه  " پیام"

 ( Le Message) شماره 12 فوریه 57 مینویسد: " حضرت باب و حضرت بهاءالله و همینطور حضرت عبدالبهاء موسسین دیانت بهائی خیلی قبل از آن که اولیاء امور جهان متوجه اهمیت این موضوع حیاتی شوند و خیلی قبل از جنگهای بین المللی یعنی خیلی پیش از این که حتی فکر وحدت عالم انسانی در دماغها تولید شده باشد آن را واضحا بیان فرموده اند مثلا در سورة الملک میفرمایند: (ترجمه)

ای بزرگان عالم، متحد شوید زیرا به اتحاد شما طوفان اختلافاتی که فعلا شما و ملتهایتان را از یکدیگر جدا مینماید تسکین خواهد داد ... اگر یکی از دولتها بفکر استفاده از اسلحه و به خیال جنگ افتد فورا تمام شما بر ضد او قیام نمائید زیرا این عمل عین عدالت است ...    

نباید تصور کرد که این پیشگوئی از نظر اولیاء امور مخفی و مستور مانده باشد زیرا سالهای پیش از جنگ حضرت بهاءالله از عکا یعنی از زندان خود الواحی بنام هر یک از سلاطین و ملوک جهان نازل و ارسال داشته و این تعلیمات عالیه در تمام نقاط عالم علی الخصوص در آمریکا بررسی گردیده و مورد دقت مسئولین امور قرار گرفته است.

حضرت بهاءالله پیشگوئی فرمودند که یک محکمه کبرای بین المللی باید تشکیل گردد تا جمیع اختلافاتی که بین دول و ملل عالم تولید میشود بموجب عدالت و حق رسیدگی نموده حل و فصل دهد تا منجر به جنگ نشود ...".

دیوید ارل ( David Earl) در روزنامه کامون کوز Commun Cavse شماره 402 سپتامبر 1950 مینگارد: " تعلیمات دیانت بهائی مبنی بر حکومت بین المللی موقعی توسط حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء نوشته شده بود که هیچکس در این مورد اصلا فکر هم نمیکرد".

رنگرین  و  استورم ( Ringgreen and storm)  دو استاد الهیات آلمانی در کتابی بنام  " ادیان دنیا"     La Religion Du Monde مینویسند: دین بهائی که بوسیله حضرت بهاءالله تأسیس یافته دینی است جهانی و صلح دوست که اساس آن محبت – برادری بین جمیع ملتها و نژادهای جهان است ...".

والانتین چیرول ( Valentine Tchirole) مخبر روزنامه تایمز لندن در کتابی بنام ایران و هندوستان (Persia and India ) مینویسد: " دیانت بهائی آخرین امید بشر برای استقرار صلح و وحدت نوع انسان می باشد ...".

آرمنیوس وامبری ( Armenius Vambery) پرفسور دانشگاه بوداپست، مجارستان، در نامه ای به حضرت عبدالبهاء که در روزنامه مصر در سال 1913 چاپ گردید مینویسد: " ... دیانت بهائی یگانه وسیله ای است که ملجأ و پناه نوع انسان است...".

کوآپریشن (Cooperation) روزنامه سوئیس در شماره 27 آوریل 1955 مینویسد: " حضرت بهاءالله مبشر سازمان ملل در سال 1817 در طهران متولد و به سال 1892 در شهر عکا رحلت نمود. تعلیمات عالیه برای جامعه بشری از خود بیادگار گذارده که اساس آن وحدت عالم انسانی میباشد. حضرت بهاءالله را اگر بخواهیم بنام حقیقی بنامیم باید او را پیشرو و پیش آهنگ سازمان ملل بدانیم. پروگرام این دین مساوات – محبت – اخوت بین جمیع اقوام و ملل عالم میباشد ...".

مارسی ماگزین ( Marseille Magasin ) در شماره 59 خود مینگارد: " واقعه عجیبی از حضرت عبدالبهاء نقل شده به سال 1911 هنگامی که در پاریس بوده آن را به سفیر ژاپن گفته است. پس از ایراد خطابه هنگامی که از کلیسای وانگر خارج میشدند رو به سفیر ژاپن کرده فرمودند نیروی فوق العاده خطرناکی موجود است که قدرت انهدام تمام زمین را دارد. من از خدا رجا مینمایم که قبل از اینکه انسان کاملا روحانی گردد موفق به کشف این نیرو نشود تا بتواند آن را در راه خدمت به صلح مصرف کند نه در راه جنگ ... . سی سال بعد این پیشگویی تحقق یافت، عکس العمل آن هنگامه و قتل عام اتمی هیروشیما و ناکازاکی بود. خوانندگان گرام از خود سؤال خواهند کرد که چرا حضرت عبدالبهاء این پیشگویی را فقط به سفیر ژاپن فرموده اند؟ آیا شخص دیگری نبود؟ تحقق این قضیه در هیروشیما گواه منبع علم الهی ایشان است ...".  

توماس ادیسون (Edison ) مخترع آمریکائی که در سال 1912 حضرت عبدالبهاء را در نیویورک ملاقات نمود، راجع به این موضوع مینویسد: " ملاقات این شخص بزرگوار به من فهماند که تمام اختراعاتی را که من کرده ام بعلت وجود عبدالبهاء در جهان و بمنظور پیشرفت و ترقی سریع دیانت بهائی بوده است ...".

شیخ محمد عبده ( Abdou ) شخصیت بزرگ مصری رئیس جامع الازهر، که در سال 1906 حضرت عبدالبهاء را در بیروت زیارت نمود، خطاب به کنت دوساسی مینویسد ( نقل از کتاب خاطرات کنت دو ساسی  Les Memories de Socy ): " ملاقات حضرت عبدالبهاء برای من از دیدن بزرگترین فیلسوف عالم مفید تر بود. من هیچکس را تا به حال به فطانت و ذکاوت و علم و قدرت حضرت عبدالبهاء ندیده ام او عالم سر و الخفیات است و اسرار قلوب را می داند و جواب می گوید ... به من ثابت شد که روح القدس در وجود او متمرکز میباشد. علم او لدنی و قدرت او الهی است...".

خلیل جبران ( Khalil Jabran ) نویسنده معروف مصری در کتاب " پیامبر" مینویسد: " هنگامی که به حضور حضرت عبدالبهاء مشرف شدم احساس کردم که برای نخستین بار در زندگی ام شخصی را دیدم که از وجودش روح القدس تجلی مینمود ...".

لی مک کلونگ ( Lee Mac Clung ) وزیر دارایی آمریکا که در منزل روزولت ( رئیس جمهور آمریکا) حضرت عبدالبهاء را دیده بود احساسات خود را چنین بیان کرد: " من همین که به ملاقات ایشان رسیدم احساس کردم که در حضور پدر آسمانی میباشم ...". 

هربرت یوتنام رئیس کتابخانه کنگره آمریکا مینویسد: " تأثیر شدیدی که خاطره عبدالبهاء در من گذارده، بزرگواری و شرافت فوق العاده و غیر قابل وصف است ... قیافه مبارک بسیار موقر و آرام، و از خطوط سیما آثار تفکر و تعمق عظیم و مسئولیت بزرگ نمایان ... من تاکنون احدی را مانند عبدالبهاء بصیر در فلسفه حیات ندیده ام ...".

همچنین، در تشییع جنازه مبارک حضرت عبدالبهاء که در روز 29 ربیع الاول 1304 هجری مطابق 29 نوامبر 1921 واقع گردید جمعیتی حدود 10 هزار نفر اهل حیفا و رجال و حکام و کنسول های خارجه در این مراسم حضور داشتند و نطقهای غرائی ادا شد. آقای یوسف خطیب نماینده مسلمین در مقابل آن جمعیت عظیم چنین بیاناتی ایراد نمود: " ... نظر براست کنید نظر بچپ نمائید نظر به شرق و غرب نمائید ببینید چه عظمت و جلالی غیبت نموده و چه پایه بزرگ صلحی منهدم شده، چه لبهای فصیحی خاموش گشته. وا اسفا قلبی نیست که از غم این مصیبت دردناک نیست و دیده ای نیست که پر سرشک نیست. وای بحال فقرا احسان از آنها مقطوع شد، وای بحال یتیمان که پدر بزرگوارشان از دست رفت... بر هر قلبی اثری دائمی گذاشت و بر هر زبانی ذکر خیری عظیم ...".

و یکنفر از مسلمین مفتی حیفا چنین تکلم نمود: " ... ایادی احسانش در راه خدمت به انسانیت و تاریخ حیات غرایش که مملو از نیکی و مبرات است منکری ندارد مگر کسیکه خداوند چشم قلبش را کور و نابینا کرده باشد. ای راحل مکرم به بزرگواری زندگی فرمودی، در عین عظمت صعود کردی. این منظر عظیم و این موکب مهیب دلیل واضحی بر بزرگواری تو است چه در حیات و چه در ممات. ای که از بین ما پنهان شدی ای رهنمای بشر پس از فقدان قائد با سخاوت رئوف، فقرا به که متوجه شوند؟ حامی بیوه زنان، گرسنگان و یتیمان که خواهد بود؟ ...".

( ترجمه و نقل از جریدة النفیر چاپ حیفا شماره 2889 مورخه 6 ربیع الثانی 1340 هجری)

منابع مورد استفاده برای تهیه این مقاله:

عقائد بعضی از دانشمندان جهان درباره دیانت بهائی، تألیف دکتر محمد علی برافروخته

نظر اجمالی در دیانت بهائی، تألیف احمد یزدانی

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
iranzad  - بیشتر |1387-5-29 08:42:31
بادرود به شماعزیزان
سپاس از اینگونه اشاره به این مطالب /لطفا بفرمایید چگونه میتوانیم از این دوکتاب استفاده
کنیم برای ماکه در ایران هستیم/.
dastjerd  - ...رئوفي !! مهناز رئوفي و لابد بعد ها هم |1387-5-30 19:08:06
سر دبير عزيز شما چرا ؟ منظورم اينست كه مگر جنابعالي و ساير دوستان بهائي شما آنقدر بي كاريد كه پاي جلسات پر فيض
دانشمنداني چون خانم رئوفي و نظاير كه كليشه اي تكرار 50 سال تهمت هاي بي حد و حساب حجتيه هست بنشينيد . اين تازگي
ندارد سالهاي گذشته و حتي سالهي قبل از انقلاب هم شاهد اين گونه حركات بودهايم . سالهاي اول مدرسه بودم و بر حسب
رسم پسنديده اي كه در روستاي ما بود از حدود پنجم الي 15 ماه مبارك رمضان بچه هاي هر محل دور هم جمع مي شديم و شبها
باصطلاح نيمه رمضاني مي خوانديم و هر گروه در آخر شب دو سه ريال پول آن زمان بعلاوه خوردنيهائي نظير قند و خرما و
كشمش و گردو و غيره و گاهي هم چند سطل آب كه از بالاي بام بر سر ما مي ريختند را نصيب مي بر ديم. ناگهان در يكي از اين
شبها دو جوان 17 الي 18 ساله پر حشمت ( كه نام هر دو حشمت بود ) با چاقوي در آستين آخر شب به اين بچه ها ي بي گناه حمله ور
مي شدند و ضمن ضرب و شتم آنچه را كه بدست آورده بودند بتاراج مي بر دند بلي اين دو جوان نيز مثل خانم رئوفي آن زمان
باصطلاح بهائي بودند و عضو لجنه جوانان آن محل. بلا فاصله از عضويت لجنه طرد شدند و يكي از آن دو از پي تلافي بر آمد
و پس از چندي به دامن اسلام روي آورد سه شبانه روز برايش جشن گرفتند رقص و پاي كوبي و سر دست بلند كردنها و نقل و
نباتي نبود كه بر سرش نريزند. با اينكه سواد سوم يا چهارم ابتدائي را هم بزور داشت همچون خانم رئوفي صاحب نظر شد
سخنراني مي كرد و مطالبش از همين دست بود. ايام عزاداري سرور شهيدان حسين ابن علي ع با زنجير كتف هاي خود را آش و
لاش مي كرد .يادم مي آيد وقتي هيئت عزا داران به نزديكي منازل بهائيان مي رسيد با صداي بلند مي گفت : بر منكر امام
زمان لعنت و همه پاسخ مي دادند :پيش باد . يعني بيش باد: حال مي خواهم از خانم رئوفي دعوت كنم بديدن ايشان هم بروند و
پرس و جو كنند كه تاكنون چند دفعه به زندان افتاده اند و به چه دلايل و اتهاماتي و تابلوهاي واقعي اعتياد را با چشم
خود ببينند كه شامل دسته گلي از اقوام ما نيز ميگردد. ضمنا سري به دومين حشمت هم بزنند كه متاسفانه او هم فاميل
ماست و خيلي هم دوستش دارم. و اما يك دعوت ديگر از خانم رئوفي كه نيازي نباشد كه شما سر دبير محترم وقت بگذاريد تا
با ايشان مباحثه نمائيد و آن اينكه خانم رئوفي جاي دوري نروند فقط مجله كيهان انديشه شماره 74 از انتشارات حوزه
محترم علميه قم را ورق زده مقاله " هفت وادي حضرت بهائالله را كه به كوشش استاد محترم دكتر رضا استادي و آن هم با
استفاده ار دست نوشته زيباي آيت الله قاضي طباطبائي برادر صاحب الميزان و با مقدمهاي سراسر تعريف و تمجيد به چاپ
رسيده را مطالعه نمايند تا به مقام و منزلت آن حضرت پي برند . مگر اينكه ادعا نمايند كه علم ايشان و علم اهالي
روستايشان از اين علماي طراز اول عالم تشيع والاتر و بالاتر است. آس اساس سيئات جهالت و ناداني است ...
dastjerd  - داناي دانايان |1387-5-30 19:24:09
سر دبير محترم پيشنهاد ميشود نام خانم رئوفي را در صدر اين دانشمندان ذكر نمائيد چرا كه نامه اي كه از طرف ايشان
چند سال قبل براي ارشاد اينجانب هم ارسال شده بود بسيار مستدل و محكم بود !!!
yashar |1387-6-14 17:38:18
من واقعا از شما عزیزان تعجب می کنم تمام آدم های که اسم بردید آیا بهایی شدن چرا فکر نمی کنید هر چیزی که به خورد
شما میدهند بدون سوال فقط قورت میدهید واقعا برای فرزندان آدم ع متاسفم که هنوز آدمهای سطحی مثل باب وبها می تونن
طرفدار داشته باشند
Eghbali  - جون yashar |1387-6-21 07:15:23
یاشار عزیز خیلی شلوغش نکن . با دلیل و مدرک بیا تا منم با دلیل و مدرک بیام

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."