اسلام وآینده
نوشته شده توسط دبیر
۲۳ مرداد ۱۳۸۶

 

                                                اسلام وآینده                                         

 

          اخیراً در آلمان کتابی تحت عنوان "جهان اسلام و آینده" منتشر شده ودر سایت بی بی سی به زبان فارسی معرفی گردیده است.در ابتدا معرفی کننده سؤالات چندی را ازقبیل: "اسلام دین جنگ است یا صلح؟" ،"اسلام ومسلمانان چه نسبتی با عملیات خشونت آمیز دارند؟" و......مطرح میکند وبعد به معرفی کتاب می پردازد که بیشتر ذکر نام و بیان نظریات عدّه زیادی از متفکّرین جهان اسلام در عصر حاضر است که میکوشند بین اعتقادات و تعالیم اسلام و نیاز های دنیای امروز از لحاظ دمو کراسی وحقوق بشر، وده ها مطلب دیگر به نحوی هم آهنگی ایجادنمایند نام ونظریات این متفکرین طبق معرفی مذکور بشرح زیر خلاصه میگردد.(از سایت بی بی سی ۳۰می۲۰۰۶)

_حسن البناء بنیانگزار جنبش اخوان المسلمین که معتقد بود قوانین اسلامی باید جایگزین قواعد عرفی شود.

_جمال البناءبرادر کوچکتر حسن البناء که به تساوی حقوق زن ومرد معتقد است وبا هر نهادی که مدعی انحصار تولیت دین باشد مخالف است.

_طارق رمضان که ساکن سویس است وبا طرح هائی جوانان را بسوی خو د جلب کرده است.

_صهیب بن شیخ،مفتی شهر مارسی که مخالف بنیاد گرائی اسلامی ومخالف بنیاد گرایان تند رو وآلوده کردن اسلام به سیاست است.

_محمد فتح الله گولن، که ناسیو نالیسم ترکیّه را با اسلام هم آهنگ میداند و تعدد زوجات را برخاسته از تعالیم اسلام نمی داند.او میکوشد با حفظ هویت فرهنگی و دینی خود اصول اولیه دمو کراسی را بپذیرد وراه را برای ورود به اتحادیه کشور های اروپائی هموار کند.

_ سید محمد حسین فضل الله رهبر معنوی جنبش  حزب الله لبنان است ومعتقد است از متن قرآن قواعد زیادی را می توان استخراج نمود که زندگی مسلمانان را بهبود بخشد او دموکراسی وانتخابات را مغایر اسلام نمی دا ند تاآنجا که نظام حزبی در آمریکای شمالی را مورد تحسین قرار میدهد.

_یوسف قرضاوی اهل مصر ومفتی بزرگ قطر است ونظریاتی خاص در مورد حکوت اسلامی ودینی دارد اومعتقد است که حکومت اسلامی حکومتی است مدنی که درآن امت محور حکومت است وهرگاه رئیس حکومت راه خطا رفت امت حق دارد از راه های مسالمت آمیز واگر لازم بود انقلاب اورا بر کنار کند! ولی حکومت دینی حکومتی است که روحانیون به عنوان نمایندگان خدا درروی زمین عمل میکنند ومعتقد است این نوع حکومت هیچ نسبتی با اسلام ندارد ومورد تائید قرآن نیست.

_خالد ابوالفضل استاد مصری تبار که تبعه آمریکاست ورساله ای تحت عنوان "تساهل دراسلام" دارد.او بر تساهل ومدارا تکیه میکند وسعی دارد اصول جهان شمولی اسلام را کشف کند ومعتقد است به علت سوءاستفاده گروه های افراطی، اسلام در حال حاضر با بحران مرجعیّت دینی روبروست.

          توجه به نظریات این متفکرین که تعداد اندکی از متفکرین دنیای اسلام را تشکیل میدهند نشان میدهد که:

اولاً برداشت هایشان از اسلام متفاوت است واگر نظریات تعداد بیشتری از آنان مورد بررسی قرار گیرد این اختلاف نظر ها بیشتر جلوه خواهد نمود و همین عدم وجود وحدت فکر، مبیّن این حقیقت است که نظر آنان نمی تواند نشان دهنده واقعیّت اسلام باشد.ثانیاً کسانی که اسلام را دینی الهی میشناسند که قوانین آن از جانب خدای یگانه برای راهنمائی بشر نازل شده،چگونه می توانند بپذیرند که حالاافراد بشر این قوانین الهی و آسمانی را برای تطبیق با دنیای امروز به میل ونظر(و گاهی جهت منافع) خوداصلاح نمایند مثلاًباتوجه به اینکه قرن ها دراسلام داشتن بیش از یک همسر مجاز بود حال یکی از متفکرین بگوید برای دنیای امروز از نظراسلام داشتن بیش از یک همسر جائز نیست.

واقعیّت این است که ظهور ادیان الهی در هر عصر وزمانی جهت هدایت بشر میباشد واگرچه اصول اعتقاداتشان مثل اعتقاد به خدای یگانه ویا دستورات اخلاقی در هر عصر وزمانی یکی است ولی قوانین و تعالیم اجتماعی آنها در هر دورانی متناسب با فهم ودرک بشر در آن دوران تفاوت میکند مثلاً حضرت موسی وحضرت محمد هردو ازجانب خداوند برای راهنمائی بشر آمدند ولی تفاوت در تعالیم آنهابه علت تفاوت در درک بشر و نیاز او در این دودوره بوده است که حدود ۲۰۰۰سال فاصله زمانی دارند.به عبارت دیگر تعالیم اسلام در دوران ظهورش سبب هدایت وپیشرفت بشر در آن عصر بود ولی اگر حضرت محمّدامروز ظهور می کرد مسلماً تعالیم و قوانینی که برای انسان امروز می آورد باتعالیم و قوانینش برای انسان ۱۴۰۰سال پیش تفاوت داشت.اگر این واقعیّت منطقی را بپذیریم که خداوند در هر دورانی پیامبرانی را با تعالیم و قوانینی متناسب با آن دوران برای راهنمائی بشر میفرستد چه دلیلی دارد که این لطف الهی منقطع گردد وخداوند دیانتی را که ۱۴۰۰سال پیش فرستاده وقوانینش برای دنیای امروز نارساست بفکر اصلاحش نباشد تا رهبران آن هرکدام به میل واراده خود آن را اصلاح نمایند و خودرا نماینده خداوند در روی زمین بدانند و پیروانش را به دسته جات مختلف تقسیم کنند تا به کشتار یکدیگر  پردازند واصولاً چه دلیلی دارد که روش الهی ادامه نیابد وخداوند مارا به حال خود واگذارد واین بار همچون گذشته ها با فرستادن انبیا به راهنمائی بشر وایجاد وحدت نپردازد اگر به این واقعیّات،خالی ازحب وبغض و تعصّب ، منصفانه بنگریم شاید جواب مشکلات خود را در آئین بهائی بیابیم که هدفش وحدت عالم انسانی است (هدفی که در گذشته قابل تصور نبود) و اصول اعتقاداتش با سائر ادیان الهی یکی است ولی احکام وتعالیمش متناسب با اوضاع زمان ورفع نیازجوامع بشری دراین عصر صادر شده وظرف مدت کوتاهی توانسته است ملیون هانفراز افراد بشر را از نژاد ها ورنگ های مختلف با سوابق فرهنگی ودینی متفاوت که در سراسر جهان پراکنده اند درزیر خیمه وحدت گرد آورده وبا اعتقاد به دیانت اسلام وسائر ادیان در زمان خود مشکلات فعلی آنهارا که قسمتی در فوق مذکور شد حل نماید پاره ای از اعتقادات بهائی به شرح زیر است.

 

 

_ بهائیان به وحدانیت خداوند معتقدند وپیامبران را مظاهر صفات باریتعالی میدانندکه به اقتضای زمان و به مشیت الهیه جهت هدایت انسان ها در هر دور وزمانی ظهور نموده وخواهند نمود.

_ از نظر آئین بهائی کلیه افراد بشر متساوی الحقوقند .

_ تشبث به جنگ وزور وکشتار مردود است وحل مسائل دنیا بایدبه طریق محبت و مشورت باشد زیرا : "عالم به محبت خلق شد وکل به وداد واتحاد مأ مورند "

_ ترک تعصّبات جاهلیه اعم از تعصب مذهبی،نژادی ،سیاسی وملی لازمه وصول به صلح حقیقی ووحدت عالم انسانی است.

_ بهائیان به جامعه بشری اعلام می کنند که "مذهب الهی از برای محبت واتحاد است آن را سبب عداوت واختلاف منمائید"

_ به اعتقاد بهائی علم ودین باید موافق یکدیگر و مانند دوبال که برای پرواز عالم انسانی ضروری است باشند.

_ در آئین بهائی داشتن چند همسر ممنوع است.

_ در آئین بهائی" تقیّه" (دروغگوئی ولو اینکه منافع شخص ایجاب نماید) ممنوع است .

_ تساوی حقوق زن ومرد از اعتقادات بهائی است.

_ هرکسی باید خود در جستجوی حقیقت باشد تقلید از دیگران در امور دینی جائز نیست.

_ منع نماز دسته جمعی( در آئین بهائی نماز خواندن احتیاج به رهبری فرد دیگری ندارد.تنها نمازی که بطور جمعی خوانده می شود نماز میت است که مرده در وسط قرار میگیرد و پیشنمازی در میان نیست.)

_ حذف شغل مذهبی ( در آئین بهائی شغل مذهبی وجود ندارد مراسم مذهبی عقد وتدفین توسط کسانی انجام میگیرد که ممکن است زن یا مرد، طبیب یا مهندس باشند یعنی این کار را به عنوان شغل انجام نمی دهند واز این لحاظ مزدی دریافت نمی کنند.

وصدها تعلیم دیگر که در این مختصر نمی گنجد.

          امید است این یادداشت،باروحی عاری از تعصّب و بغض و بی طرفانه مورد مطالعه قرار گیرد.

                                                                                                          دیده ور

                                                                            

 

 

 

 

 

 

تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
انیسا |1386-5-23 14:38:21
برای طیف وسیعی ازدوستانم این متن را می فرستم . ممنون از تفکر دوستانه و بی طرفانه تان .
Az Iran  - barnameh |1386-5-24 08:45:44
Barnameh Bahaiha baraye Iran chist? Towsieh ya adam towsieh? ba sepaas?
اشرف شريف زاده |1386-5-31 10:07:33
سلام
خسته نباشيد
اگر شيعه باشيم و در سايت شما عضو شويم
موردي ندارد؟
هر چند من به شخصه سعي كردم بهترينها را
از
اديان در زندگي استفاده نمايم.
منتظر جواب شما هستم.
بركت باشيد

bahreini |1386-5-31 10:08:46
ba arze allah"u"abha khedmate shoma.man yek soale koochik dashtam homa
matalebe jadido be kasai ke ozv hastan nemiferestin?masalan akhbare rooze
donia darbareie bahaian.
Eghbali  - خانم اشرف شریف زاده |1386-6-1 08:58:55
با سلام . همه میتوانند عضو شوند و موجبات مسرت ما بهاییان است که از نظرات همه دوستان استفاده کنیم . با تشکر
naqd |1386-6-5 10:40:49



سلام
> خسته نباشيد
> من دبير شيمي هستم و در همه اديان به دنبال حقيقت و اصل وجودي انسان هستم .
> دنبال گمگشته
ايي مي گردم كه فكر مي كنم بايد اديان مختلف را بشناسم و
> مثتبهاي آنان رادريك انسان جمع كنم تا به اصل بپيوندد.
>
اميدوارم بتوانم با شناخت كامل از بهائيت نت هاي دلنواز كه با دل آدمي است را
> بيابم و در رسيدن به هدفم از آن
استفاده نمايم.
> در اين راه مرا ياري كنيد .
> متشكرم
negah2  - jaam-e-jam az roozgarmaandeh |1386-6-9 09:06:55
درباره ء تهمت سياسي و وابسته بودن دين و جامعه ء بهايي به دول استعماري .وروسيه و انگلستان و آمريكاو ا سرائيل و
غيره مطالبي در سايت نگاه مورد بحث قرار گرفته كه شايد نسل امروز علت و نيز سير تاريخي اين قبيل تهمتها را ندانند.
واقعيت آنكه انكاركنندگان دين بهايي چون ملاحظه نموده و مي نمايند كه دين مزبور نه تنها از بين نرفته بلكه زنده
مانده و رشد هم نموده و از طرفي نيز ميدانندكه درقران مجيد آيات زیادی وجود داردكه صريحاً نابودي فوري وحتمي
مدعيان كاذ ب ديني ويا آناني راكه مدعي وحي الهي مي شوند، بيان ميفرمايد، براي توجيه اين حقيقت و واقعيت و براي
جلوگيري از اقبال و جذ ب و ايمان ايرانيان عزيز به دين بهايي،به اين تهمتها متوسل مي شوند. آنها چون حقيقي و الهي
بودن اين دين را رد مي كنند، متعجب و حيران و گيج شده اند كه اگر الهي نيست ،پس به چه وسيله اي عليرغم اين همه موانع
و سختي ها و بلاها و مشقاتي كه سر راه آن ايجاد كردند پيشرفت نموده. اينجاست كه به فكر مي افتند و مي گويند چون علت
رشد و بقاي اين دين خدا نيست، پس قدرتهاي سياسي آن را ايجاد كرده و در اين 163 سال تاريخ آن ،آن را حفظ كرده اند!!

اما اين توجيه به اين معني است كه نعوذ بالله خداوند قدرتش از دول استعماري كمتر است و نتوانسته وعدهء خود را در
قرآن وفا كند و مدعيان اديان دروغي را نابود سازد! بايد به اينان بگوييم كه انچه پنداشته اند صحيح نيست و بهاييان
نيز بي دليل و تحقيق اين دين راقبول نكرده اند بلكه همه گونه تهمتي را نيز بررسي نموده اند و نهايتاً آنها را ناروا
يافته و به دينشان عشق ورزيده و مي ورزند.
در اينجا ميسر نيست پاسخ اتهامات متضاد و رنگارنگ و مضحك سياسي مزبور
داده شود چه كه بحث ان در اين قبيل گفتگوهاي محدود اينترنتي نمي گنجد ولي فقط براي دادن سر نخ به بعضي هموطنان
عزيزي كه ممكن است اتهامات سياسي مزبور را باور كرده باشند، بايد عرض كنم ارائه تاريخ يك دين يا جريان يا حتي ارائه
بيوگرافي يك شخص منفرد اگر كامل و جامع و شامل همهء اطلاعات و اسناد و شواهد دربارهء آن نباشد، تصوير ناقص و گمراه
كننده اي به دست خواهد داد و علاوه بر آن از شكنندگي هاي تاريخ اين نيز هست كه گاه حتي عليرغم وجود همه ئ اطلاعات و
شواهد دربارهء يك موضوع، اذهان نفوس به علت جهان بيني و عقايد و نيات و حب و بغض هاي مختلف، تفاسير متفاوت از تاريخ
آن موضوع ارائه مي كنند و به اين علت است كه علماي حقيقي تاريخ شرايط خاصي را براي تحقيقات تاريخي و جلوگيري از
تحليلهاي غلط و سطحي و سياست زده و متعصبانهء تاريخي بيان كرده اند. هموطنان عزيزي را كه هنوز تحقيقي كامل در امر
بهايي نكرده اند مژده باد كه مطلع باشند سالهاست علاوه بر بهاييان، منصفيني غير بهايي ايراني و غير ايراني نيز به
تحقيق اين دين پرداخته اند و نه تنها اتهامات سياسي مذكور را به كلي ناوارد دانسته اند بلكه تعاليم آن را به عنوان
كليد حل مشكلات جهان ستوده اند و حتي در بعضي موارد دروغ و مكر و حيله ء منكرين بي انصاف و دوستان نامهربان بهاييان
را نيز بر ملا كرده اند.
از ديد ما بهاييان اين نيز بگذرد و بالاخره حقايق اين دين بيش از پيش بر آناني نيز كه
هنوز اطلاع كافي ندارند روشن خواهد شد. مثلاً آنها حقيقت امر را خواهند دانست كه چرا حضرت بهاءالله در لوح مهيمن
خطاب به الكساندر دوم پادشاه روسيه ذكر کوشش ياري سفيرش (که بهاءالله نپذیرفت) را آورده است .اينها تكه هايي از
تصوير كلي تاريخ دين جديد الهي است كه مفتريان آن را بريده جدا كرده اند و براي انحراف افكار از حقيقت كل تصوير زير
ذره بين دروغ و افترا برده اند، ولي غافل از اينكه بالاخره تصوير كامل ارائه خواهد شد و كل به چشم خود خواهند ديد كه
حقيقت كاملاً با آنچه تحريف كنندگان تاريخ جعل كرده اند متفاوت است.
كل خواهند دانست كه خداوند در زندان سياه
چال طهران به وحي الهي به حضرت بهاءالله فرمود كه ايشان را به نفس خودشان و قلم خودشان نصرت خواهد فرمود تا
رسالتشان را در عين بلاياي بي شمار به اتمام برسانند و اين خود حضرت بهاءاله و تاثير و خلاقيت و اقتدار قلم
وحيانيشان بود كه دين جديد الهي را آشكار فرمود تا وعده های همهء اديان و وحدت عالم انسان تحقق يابد. در اين مسير
خودشان شهادت داده اند كه "از احدي طلب ياري نكردم".الحمد لله آن تصوير حقيقي كامل از امر بهايي در دسترس است و
در جاي مناسب خود در معرض تحقيق و ديد منصفين و آنان كه با قلبهایی پاك در پي صلح و وحدت و سعادت همهء انسانها
هستند،مي باشد. تنها شرط آن،شرطي است كه قرآن مجيد مشخص فرموده است :"اتقوا الله و يعلمكم الله والله بكّل
شيءٍعليم"(بقره 282=. تقوي داشته باشيدوخدابه شما مي آموزدوخدا به همهء چيزها آگاه است). بايد به چشم خود ديد. يكي
از وجوه تقواي مذكور در آيهء مباركهء مزبور كه مورد تأييد روش تحقيق دانشگاهي و عالمانه نيز هست اين است كه اول
بايد تمام آثار قلمي حضرت بهاءالله و تمام تاريخ حياتشان را مطالعه نمود تا بتوان به ياري الهي قضاوتي منصفانه
داشت، والاّ قضاوتي صحيح و جامع و مانع حاصل نخواهد شد. قربان همهء شما
عليرضا |1386-6-13 12:42:07
بنام خداوندهستي وخاتم پيامبران حضرت
محمد(ص)وامامان پاكش.براي من پرسشي به
وجوداومده كه ممنون
ميشم
جوابشوبگيرم.درموردبح
چندهمسريپيامبرتون فرموديدمربوط به زماني
ميشده كه ايشون مسلمون بوده.اماپرسش
من
درموردچندهمسري ايشون نيست.درموردقبله
هست كه بي شك ايشون به سمت خانه خدامكه
معظمه نماز ميخوندن.درمورد
حقانيت مكه
ازديدگاه مسلمانان بحثي زياده نيست چراكه
پيامبرشمادرروزگاران مسلماني به اون سمت
نمازميخوندن چون
مسلمون بودن.حال
تغييرقبله شمابه سمت مقبره شمابايدبه
دستورپروردگاربا شه همونطوريكه به
پيامبربزرگ اسلام آيه
نازل شدكه برگرشتن
به سمت
كعبه.و بدون شك جناب بهاالله هم كعبه
روخانه خداميدونستن چون مسلمون
بودن.لطفابراي
بنده وديگرجويندگان حق از
باطل توضيح دهيدكه چگونه قبله شمابه سمت
مقبره ايشون درعكادراسراييل
تغييركردچون
بايدبعدازفوت ايشون بوده باشه ديگه چون
درزمان حيات كه مقبره اي وجود نداشته
تاقبله خطاب بشه
وايشون وديگردوستان بهايي
تاقبل ازفوت به چه سمتي نمازميخوندن.با
سپاس.عليرضا .
Eghbali  - جناب علیرضا خاتم انبیاء نه مرسلین |1386-6-14 02:12:58
لطفا پاراگراف فرق نبی و رسول را در بخش نقدها و نظرها ملاحضه فرمایید
Eghbali  - جناب علیرضا |1386-6-14 02:13:22
با سلام . سوال خوبی را مطرح نمودید . حضرت باب از قبل قبله اهل عالم را مشخص نموده بودند و آن من یظهره الله بوده <
حضرت بهاءالله > و هنگامی که قبله اهل عالم بعد از صعود < وفات > در روضه مبارکه در عکا مستقر گردیدند , قبله دایم اهل
عالم برای حداقل هزار سال معین و مشخص گردید
دوست |1386-6-15 23:20:04
علیرضای عزیز و موضوع قبله بهائیان،

اولا که قبله "خدا" نیست قبله سمبل یا استعاره ای است برای نماز و به
مومنین جهت عبادت می دهد. جهت و مکان قبله به نفسه مهم نیست بلکه اعتبار آن از اراده الهی است. مثلا در سالهای اول
ظهور اسلام قبله بیت المقدس بود (یعنی هزار و سیصد سال پیش از ظهور دولت اسرائیل و صهیونیزم) و مسلمین رو به بیت
المقدس نماز می خواندند و این پیش از "معراج" بود. دوما حال من سوال تو را از خودت می پرسم که چرا مسلمین بسوی
خشت و گِل نماز می خوانند و آیا این بنایراستدلال شما با عبادت بت و اصنام چه فرقی دارد؟ و آیا بهائیان که به جهت و
سوی مزار پیامبر و مظهر الهی که انسان کامل و برگزیده ترین فرد بشر است نماز می خوانند ایراد دارند یا شما که به خشت
و گلی نماز می خوانید که حضرت ابراهیم ساخته است؟ یعنی خود فضای کعبه که محل اسکان و اقامت خدا نیست. آنجا برگزیده
شده است چون حضرت ابراهیم (پیامبری عظیم الشان) آنجا را ساخته است و همین تماس کوتاه با مظهر الهی فضای کویری کعبه
را مقدس کرده است. پس شرافت و بزرگی کعبه به تماس آن مکان با حضرت ابراهیم و انتخاب خداوند است و مسلمین سنگ و خاک
کعبه را نمی پرستند. بهائیان نیز بر همین منوال نماز را رو به مکانی می گذارند که برگزیده خداوند است و بهترین مکان
آن قسمتی از کرهء خاک است که ممتازترین فرد انسانی یعنی مظهر الهب در آنجا قرار داشته باشد. با درود
dabeer  -  آیا امام زمان(عج) ازدواج کرده و دارای ف |1386-6-28 16:11:54
http://www.shia-news.com/ShowNews.asp?Code=8606060 1
dabeer  - SITE NEGAH DAR MAKANE JADID |1386-7-3 13:44:53
http://www.negahsite.org/index.php
دبیر  - نامه جامعه بهائی به اتحاد جمهوری خواهان |1386-8-19 13:46:16
http://jomhouri.com/a/attachment.pdf
rrrrr |1386-9-13 09:11:12
salam.dar morede in soal begam ke gofte nashode ke emam zaman ezdevaj nakhahand kard.har chizi momkene.na mishe goft are na mishe goft na
dabeer 1 |1386-11-29 17:25:33
در احادیث روایت شده است که وقتی قائم می آید: " گوینده ای از آسمان نام قائم را میبرد بطوریکه از مشرق تا مغرب
آنرا میشنوند. هر کس خواب است بیدار میشود و هر کس ایستاده می نشیند و هر کس نشسته از وحشت آن صدا بر میخیزد (مهدی
موعود،ص 1010)" و " به همین صدای آسمانی صاحب الامر شناخته میگردد (مهدی موعود،ص 1013)" – از سوی دیگر در تفسیر
آیه 66 سوره زخرف " انتظار میکشند جز ساعة << قیامت >> را البته می آید ناگهان و نمی فهمند" در کتاب ینابیع زرارة
ابن اعین از امام محمد باقر (ع) آمده است: " ساعة قائم است که ناگهان می آید و مردم ادراک نمیکنند او را". و باز در
احادیث آمده است: " با ظهور قائم شعاع دین پیغمبر چنان بالا گیرد که در روی زمین شرک و بی دینی نماند (مهدی
موعود،ص261)" و " این امر واقع نشود مگر اینکه نه دهم مردم از بین بروند (مهدی موعود،ص 1025)" و " در شرق و غرب
عالم یک نفر خدا نشناس نماند (مهدی موعود،ص1122)"، و قائم، با این تفاسیر، در مدت هفت یا نه سال حکومت، زمین را پر از
عدل میکند -- از سوی دیگر آمده است که: " حضرت مهدی (عج) بعد از هفت یا نه سال حکومت به شهادت میرسد ( پیرامون ظهور
حضرت امام مهدی (عج)، صفحه 93)" -- یعنی با وجود یک چنین کشتاری که نه دهم مردم از بین میروند باز هم قائم را شهید
میکنند! و همچنین، این چه نوع بر قراری عدل توسط قائم است که خود او را شهید میکنند؟ و همچنین در حدیثی که اشاره به
متولد شدن قائم میباشد، آمده است: " همواره وضع شما چنین خواهد بود تا گاهیکه کسی متولد گردد که مردم او را
نشناسند (مهدی موعود،ص 276)"، ولی شیعیان میگویند که فرزند امام حسن عسکری قائم موعود است، در این صورت او که شخص
ناشناسی نیست! و...}.
مطلب دیگر آنکه، خود مسلمین به موجودیت احادیث جعلی اذعان نموده اند، چنانچه، در صفحه 98 کتاب
تاریخ عمومی حدیث، نوشته دکتر مجید معارف، آمده است: " از مهمترین انگیزه های جعل حدیث از همان آغاز، نصرت مذاهب
بوسیله طرفداران هر کدام از فرقه ها بوده است" . و یا در صفحه 106 کتاب تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، نوشته
دانشمندان حنا فاخوری و خلیل جر، آمده است: " اختلافات سیاسی موجب شد که هزارها حدیث مجعول بوجود آید" . باری،
در این مقاله همچنین اشاره ای خواهیم داشت به احادیثی که شیعیان ائمه اطهار را در یومشان قائم موعود میدانستند. از
سوی دیگر، احادیثی موجود میباشند که قائم را فرزند امام یازدهم نامیده اند – که اگر هم احادیث روایت شده در خصوص
قائمیت پسر امام حسن عسکری درست باشد ( با تمام تناقض هایی که در این مقاله بدان اشاره میشود)، احادیثی موجود است که
باب بداء را کاملا باز گذاشته است که موعود مسلمین صرفا نباید فرزند بلا فصل امام حسن عسکری باشد، بلکه میتواند
فرزند و یا از نوادگان او باشد; کوتاه سخن آنکه، دوازدهمین نفر از ائمه، قائم آل محمد میباشد – اما اعتقاد به
قائمیت امام دوازدهم، به عنوان موعود اسلام و وصی پیامبر اسلام، با بسیاری از احادیث مرویه متناقض میباشد،
احادیثی که به صراحت بیان میکند قائم، مقام شارعیت دارد نه وصایت! و از مرسلین می باشد و به امری جدید (دینی جدید) و
کتابی جدید که بر آن حضرت نازل میشود قیام خواهد فرمود. از همه این ها گذشته، در برخی از احادیث به صراحت بیان شده،
که ممکن است ظهور موعود بر وفق بشارات مذکور در احادیث واقع نشود، چرا که خداوند مظهر کلمه مبارکه یفعل ما یشاء است
و بعث قائم منوط به اراده مشیت اوست تا به هرصورتی که اراده فرماید موعود اسلام را مبعوث نماید (چنانچه ظهور موعود
در امتهای ما قبل نیز بر خلاف انتظارات قوم واقع گردید و این خود یکی از دلایل مهمی است که موعود ادیان، در ادوار
ظهور، مورد انکار واقع شدند)، و تنها وظیفه مؤمنین سر تسلیم فرود آوردن در برابر اراده حق میباشد. چنانچه، حدیثی در
صفحه 885 مهدی موعود، فصل الخطاب این مطلب می باشد: " ... ما نیز هر گاه حدیثی برای شما نقل کردیم و همانطور که گفته
ایم واقع شد بگوئید خدا راست گفت و چنانچه مطلبی به شما گفتیم و بعکس ظاهر شد باز هم بگوئید خدا راست گفت تا دو بار
اجر ببرید" .
dabeer 1 |1386-11-29 17:26:40
و اگر پیروی از اکثر مردم روی زمین کنی تو را از راه خدا گمراه خواهند کرد، که اینان جز از پی گمان (هوا و هوس) نمی
روند و جز اندیشه باطل و دروغ چیزی در دست ندارند.
( آیه 116 سوره انعام)
موعود ادیان
ظهور موعود ادیان الهی، یکی از
مسائلی بوده که همواره سبب امتحان پیروان ادیان آسمانی گردیده است. فی المثل، پیروان حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت
محمد، همگی منتظرند که ظهور موعودشان با علائم خاصی اتفاق افتد و موعود آنها ترویج شریعتشان را بنماید، نه ابطال
آن را! – بنابراین، بسیاری از پیروان این ادیان به ظهور دیانت بعدی ایمان نیاوردند. باری، اگرچه ادیان بعدی در نزد
پیروان ادیان قبل گمراه محسوب می شوند و راه را به اشتباه رفته اند، لیکن پیروان ادیان بعدی در حقانیت ادیان خویش
ذره ای شبهه و تردید ندارند، چرا که حقیقت چون روز روشن است. از سوی دیگر شناخت یک مربی آسمانی و فرستاده الهی ورای
این احتجابات و قید و بندها و محدودیت های بشری است. دعوت یک پیغمبر آسمانی به سوی خداوند، استقامت ایشان بر ادعای
خویش و تحمل تمام مصائب در این راه، نفوذ کلمة الله در میان مردم برای هدایت بشر و بقا و گسترش روز افزون یک دیانت
ربانی، تمامی از دلائل حقانیت یک مربی آسمانی و آئین ربانی می باشد.
باری، تعمق و تفکر در کتب مقدسه آسمانی روشن
کننده این مطلب است، که امتحانات الهی همواره در بین خلق بوده و سنت الله التی قد خلت من قبل و لن تجد لسنته الله
تبدیلا، ( سوره فتح: 23) یعنی سنت الهی بر این بوده و ابدا در سنت خدا تغییری نخواهی یافت، و امت اسلام نیز با ظهور
قائم امتحان خواهند شد، همانطور که جمیع ادیان گذشته با ظهور موعود خویش مورد امتحان قرار گرفتند. چنانچه، در آیه 2
سوره عنکبوت در باب حتمی بودن امتحانات الهی آمده است: احسب الناس ان یترکوآ ان یقولوآ امنا و هم لا یفتنون و لقد
فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین (آیا مردم چنین پنداشتند، که بصرف اینکه گفتند ما
ایمان بخدا آوردیم رهایشان نموده و هیچ امتحانشان نکنند و ما اممی را که پیش از اینان بودند بامتحان و آزمایش در
آوردیم تا خدا دروغ گویان را از راستگویان کاملا معلوم کند). نگاهی به تاریخ ادیان و امتحانات الهي در ایام ظهور
پیامبران خود دلیلی بر این ادعاست. چنانچه، در کتاب برهان واضح، در باب ظهور حضرت رسول (ص) و عکس العمل قوم بعد از
اعلان رسالت آن حضرت آمده است: " حضرت رسول (ص) بعد از اظهار امر رسالت، محبوبیتی که در بین قوم داشت بکلی از دست
داد و مورد تنفر قوم واقع شد و بنص قرآن آنحضرت را دیوانه و شاعر و دروغگو و مفتری و ساحر میخواندند حتی خویشان و
نزدیکانش باوی دشمن شدند برای آنکه بخلاف آراء و عقاید و انتظارات دیرینه آنها سخن میگفت و اعراب قریش را که قرنها
بپرستش بت ها عادت کرده بودند از این عقیده منع و بپرستش خدای یکتا دعوت میفرمود. قوم یهود نیز که آمدن شریعتی اعظم
از شریعت حضرت موسی ( شریعت خداوند کامل است و جان را بر میگرداند، آیه 7 مزمور نوزدهم) و کتابی برتر از تورات را
باور نداشتند ( ای خداوند، کلام تو تا ابدالاباد در آسمانها پایدار است امانت تو نسلا بعد نسلا، مزمور 119، آیه 9 و
از جمله محالات می پنداشتند و چنانچه در قرآن مجید وارد است یدالله را مغلول میخواندند چون احکام قرآن را ناسخ
شریعت تورات دیدند با آنحضرت عداوت ورزیدند. همچنین مسیحیان که به آمدن پیغمبری بعد از حضرت مسیح اعتقاد نداشتند (
مسیح فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده، رساله بعبرانیان، باب اول آیه سوم) و بر این باور بودند که کتاب و احکام انجیل
ابدیست و منتظر کتابی که ناسخ انجیل باشد نبودند زیرا که در انجیل مذکور است (آسمان و زمین زایل میشود لیکن سخنان
من زائل نخواهد شد، انجیل لوقا باب 21 آیه 33) و منتظر موعودی بودند که قبل از ظهورش علائمی ظاهر شود و زمین وسیع تنگ
گردد و ماه و خورشید نور ندهند و ستاره های آسمان بزمین سقوط کنند و قبایل روی زمین به نوحه و زاری بر خیزند آنگاه
موعود آنها در حالیکه سوار بر ابر است از آسمان ظاهر شود (آیه 210 سوره بقره: آیا کافران جز این انتظار دارند که خدا
با ملائکه در پرده های ابر بر آنها در آید و حکم (قهر خدا به کیفر کافران) فرا رسد؟) و فوج ملائکه در اطرافش شیپور
زنند و با جلال عظیم و مجد کبیر از آسمان به زمین فرود آید و بر ممالک و سلاطین جهان سلطنت کند و احکام انجیل را رواج
دهد و چون به خلاف عقیده و انتظارات دیرینه خود مشاهده کردند که شخص دیگری بنام محمد فرزند عبدالله از بطن آمنه در
مکه متولد شده در صورتی که علائمی ظاهر نگشته و او از آسمان هم نیامده و اظهار میدارد که من موعود منتظر شما هستم
(آیه ششم سوره صف اشاره به این مطلب است که حضرت محمد (ص) موعود مسیحیان است) و به جای انجیل قرآن را که ناسخ انجیل
است آورده، بنابراین گفتند که این شخص دروغگو است و نسبت به آنحضرت عداوت ورزیدند و جمیع قبایل بر علیه حضرتش قیام
کردند" .
نوری |1386-12-1 00:22:50
شما دو بیت از قصیده عز ورقائیه بهاالله را در سایت اعراب بزار و معنی کن تا بعد صحبت کنیم.
نوری |1386-12-1 00:23:28
من یک دوست امریکایی دارم که تز دکترای ادبیات عرب خود را در دانشگاه کالیفرنیا و بروی یک شعر عربی بهاالله نوشته.
این عظمت قلم بهاالله را می رساند و تسلطش را بر عربی که زبان علمی محیط و خاستگاه ائین بهائی بود
hamrah  - chand soal |1387-4-3 11:54:52

ba salam va khaste nabashid baray matalebe ghashange site toon
hodood 4 sale ke ba dianat Bahai ashna shodam amma har che zaman gozasht soalat jeditari dar zehnam dar mored in dianat shekl
gereft.dianat Bahai osool va paye hay ghashangi dare va tamam idealhay yek din alahi ro dare amma moshkel man be in dianat ghabool kardan va mashroo danestan eslam ast,man hargez nemitoonam mohamad va
islam ro be onvan yek din elahi ghabool konam ,dini ke joz jenayat adamkoshi tazif hoghoogh afarad va .... chizi nadare ,agar be man vaghti bedid ke betoonam soalat khodamo shafaftar matrah konam
besyar khoshhal misham ,dar mored khodam ham bayad begooyam ke 27 sal sen daram alman zendegi mikonam va dar khanevade mosalman bedonya oomadam ,az tavajoh shoma sepasghozaram

3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."