| استدلال بهائی ستیزان به تنبیه النائمین |
| نوشته شده توسط hasti | |||||
| ۰۸ خرداد ۱۳۸۹ | |||||
|
استدلال بهائی ستیزان به تنبیه النائمین
کاویان صادق زاده میلانی خواهر حضرت بهاءالله عزیّه خانم پس از ردّ دعوی ایشان به عنوان موعود بیان در اواخر عمر خود رساله ای نوشت. در این رساله که بنا بر تحقیقات تاریخی و اعتراف ازلیان نوشته شخص دیگری است موارد تاریخی ناهمگن و اشتباه را عمدا ً وارد تاریخ ساختگی خود کرده اند. این رسالۀ عمّه از جمله موارد تاریخی خام است که بهائی ستیزان از آن بهره برده اند و در آینده نیز بیشتر مد نظر ایشان خواهد بود. کتاب تنبیه النائمین بنا بر قرائن درونی کتاب کار شخص ایشان نمی تواند باشد ولی البته ممکن است که در ارائه موارد تاریخی خود عزیّه خانم نقش داشته اند. در این مورد بعدا بحثی تفضیلی خواهیم داشت. همراه بلاگ مواردی را از این کتاب نقل فرمودند که در بخش کامنت مذکور شده و اراده جواب در این موارد فرموده اند. از غرایب مساله سری قتلهایی است که به جامعه بهائی منسوب کرده است. خموش از همراهان بلاگ می نویسد که: اما خوب است کمی به تاریخ بهایی سر بزنی تا ببینی تفکری که دم از وحدت عالم انسانی می زند وادعای تحری دارد و برای آزادی سینه چاک می دهد و مدعی اتمام دوره سراسر نور اسلام است چه فجایعی در بطن خود دارد. با تنبیه للنائمین که آشنایی؟!!در آن کتاب جنایات رهبر امروز شما دربغداد که شما او را من یظهره الله می خوانیدش به تفصیل آمده و من گوشه از ان را از باب تذکر می اورم:"جمع آوري جمعي از قلاش واوباش هاي ولايت ايران و جسته گريخته هاي آن سامان را كه در هيچ زمان به هيچ مذهبي داخل نشده و به هيچ پيغمبري ايمان نياورده، جز آدم كشي كاري نيافته و به غير از مال مردم بردن به شغلي نشتافته، با آن ادعاي حسيني كردن، اشرار شمر كردار را به دور خود جمع نمودند، ا ز هر نفسي كه غير از رضاي خاطر ايشان نفسي بر آمد قطع كردند و از هر سري كه جز تولاي ايشان صدايي برآمد كوبيدند و از هر حلقي كه غير از خضوع به ايشان حرفي بيرون آمد بريدند و در هر دلي كه در او سواي محبت ايشان بود شكافتند... همانطور که حقیر در کامنت عرض کردم این بحث دشواری است که مقداری مقدمه می خواهد. عزیّه خانم طرفدار ازل بوده و مخالف حضرت بهاءالله بود و در این شکی نیست. کتاب تنبیه النائمین بنابر شواهد درونی آن حداقل 40-60 سال پس از پس از دوره بغداد قلم خورده است. در این کتاب اشاره به فوت حضرت بهاءالله شده پس تاریخ نگارش آن باید 1309 ه.ق به بعد باشد (1892 میلادی). خود عزیّه خانم در سال 1322 قمری از دنیا رفته اند. برای من باعث تعجب که چگونه بانویی ایرانی با سواد کم و ساکن تهران فهمیده که در 40 یا 60 سال پیش در بغداد کی و چگونه کدام ازلی کشته شده است؟ مساله فقط نقل قول نیست. آیا ایشان در بغداد بوده؟ آیا در تاکر و تهران بوده و شنیده است؟ آیا منبع بی طرفی است؟ آیا شخص راستگویی است؟ آیا راوی خبر مطمئن بوده یا کاتب نظر ایشان امین بوده؟ اینها سوالاتی است که یک محقق که کتاب را باز می کند باید به آنها بپردازد و پیش از نقل قول کتاب را سبک و سنگین کند. من کتاب را دقیق مطالعه کرده ام. به نظر من کتاب ارزش تاریخی و محتوایی ِ ضد بهائی ندارد. در بسیاری از موارد ضمن مطالبی که دست اول و به عنوان شاهد حاضر و زنده روایت و نقل می کند کاملا دروغ است. برای مثال در صفحه 72 و 73 چاپ تهران مطلب زیر در مورد ملا محمد زرندی نبیل و شعر او می نویسد که: خلق گویند خدایی و من اندر غضب آیم اشاره به طراز یزدی هم بیشتر به قلم یکی از رجال شعرشناس ازلی مشرب می ماند تا عزیّه خانم که این نیز مطلبی برای بخثهای آینده است. بهائی ستیزان عزیز، چو عنقا را بلند است آشیانه، به تخم مرغ خانه قناعت کنید. مخالفت شما با دین بهائی اشکالی ندارد ولی به محتوایی که نمی دانید و نمی فهمید دل نبندید و اقتدا نکنید. کتاب تنبیه النائمین ممکن است باشاره ایشان نوشته شده باشد ولی قطعا ً اثر قلم ایشان نیست. در نهایت این نیز نمونه خوبی از ضعف و کاستیهای بهائی ستیزان ازلی مشرب و القاآت بی پای یک جمع سوخته ازلی است که رویاهایشان را برای رهبری و کسب قدرت نقشی بر آب می دیدند. تنها کاربران عضو شده می توانند نظر ارسال کنند!
Powered by !JoomlaComment 3.26
3.26 Copyright (C) 2008 Compojoom.com / Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."
|
